جايها به كار آيذ ، و همچنين از براى فرق ميان ب و ت تا را يك نقطه در زير نهاذند بذش باز گرديذه و اندك حركتى بذان افزوذه ،
ت هم به حد ب و الف مىبايذ * يك نقطه سرش به زير در افزايذ
ور ز آنك به آخر افتذ اين ب يا ت * گر قطع كنى يا بكشى مىشايذ
( 4 ) حرف جيم
سرش از نيمهء ب برگرفتهاند و تنش نيمه دايره و ضبط فراخى و تنگى دايره بحدّ الف بگرفتهاند چنانك بياض دايره چند قامت الف بيش نبوذ و سينهء دايره و سر ب محاذى بايذ مقابل چنانك اگر خطّى مستوى بر آن كشند سينهء دايره و سر ب در آن خط آيذ ، و دنبال جيم هم بريذه كنند هم از دست بيفگنده ،
سرّى كه بجيم در ز خطها با ماست * يك نيمه ز دايرهست و نيمى از باست
بايذ كز الف دايره افزون نبوذ * با سينهء دايره سر ب شذه راست
( 5 ) حرف دال
دايرهء كه بياضش چند قامت الف بيش نبوذ بر هشت قسمت مى بايذ كرد و از دوّم رقم خطّ استوا قدّ الف بركشيذن از جانب انسى و از جانب وحشى از دوّم رقم خطّ استوا قدّ ب بنهاذن و از دو نيمهء الف و ب كه بهم پيوندذ اوّل الف و آخر با دال بر بايذ گرفتن ، و در نسخ دنبال دال راست بايذ بريذه و اگر در حرفى بندند از دست بينداخته ،
بر هشت ببخش دايرهء در يك حال * و آنگه به دو خط ب و الف زن تمثال
اوّل ز الف نيمى و آخر از ب * باهم پيوند تا بوذ صورت دال
( 6 ) حرف راء
ربعى از دايرهء سر جيم را اوّل نقطه در زير بايذ نهاذن و آخر دو