تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

( 1 ) حرف الف « 1 »

در آن سخن بسيارست و بزرگان گفته‌اند قدّ آن چو مردى بايذ كه راست بايستذ و اندك مايه در پشت پاى خوذ مىنگرذ ، و گفته‌اند كه خطّى مستوى مىبايذ كه بالاى آن ده نقطه باشذ از هر قلمى كه ده عقدى كاملست
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
« 2 » ، و در ثلث و محقّق نقطهء [ ى ] بر پهلوى وحشى الف پيوستند محاذى متّصل و نقطهء [ ى ] دنبال و هشت ميان ،
هر شيوه كه خاطرت محيط آنست * از علم خط اين نكته درو يكسانست از هر قلمى ده نقط ار بر كاغذ * بنهى الف همه خطى چندانست

( 2 ) حرف ب

همان ده نقطهء الفست خطّ استواى الف در طول و آن ب در عرض و نقطهء يكى بر جانب وحشى است و نقطهء ب هردو بر وحشىاند ، و سر و دنبال ب هر يكى نقطهءيست امّا در كتبت حركتى بر آن افزوذند تا منحنى شذ و بر نظر خوبتر آمذ به شكل چوگانى ،
ب را هم از آن ده نقط قطّ قلم * كردند دو سر هشت تن اى نيكو دم لكن الف استواش مىبايذ و ب * خفته سر و دنبال مقابل باهم

( 3 ) حرف تا و ثا

همان نسبت دارذ كه ب الّا آنست كى خطّاط چون خواهذ كه جايى كششى كنذ يا « 3 » مقامى باز افتذ كه كلمه درنگنجذ دنبال ب و ت درازتر كشذ يا بريذه بگذارذ و اين حركت بريذه بگذاشتن در آخر خط و ديگر
هامش
( 1 ) اشكال حروف براى تسهيل عمل چاپ در يك ورق ( ورق متّصل ) جمع كرده شده است و شماره گزارده ، پس بايد با ذكر هر حرفى به شكل وى رجوع كرده شود مطابق شمارهء عنوان و شكل ( 2 ) قر : 2 ، 192 ( 3 ) ن ا : يا ؟ ؟ ؟