تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
گويند آموخته شذ و بمذهب بو يوسف و محمّد چون سه بار بگيرذ و بنخورذ آموخته شذ ، و آموختن شكره آن باشذ كه چون بخوانندش باز آيذ امّا شرط حلالى آنست كه اوّل بخوانند و رها كنند و آنكس كه بر صيد آغالذ و رها كنذ از كسانى بوذ كه كشتارش حلال بوذ خوردن ، و بايذ كه صيّاد و اشكره از دنبال صيد باز نه ايستذ و صيد را مجروح كنذ و اگر پيش از آنك صيّاد بذو رسذ صيد جان بدهذ و صيّاد به چيزى ديگر مشغول نشذه باشذ و آن صيد از بالاى در زير نيفتاذه بوذ و در آب نيفتاذه باشذ آنگه حلال بوذ الّا اگر دذى بوذ يا اشكرهء [ ى ] كه گوشت او بخورذ نشايذ ، و اگر نام خذا بعمد بگذارذ يا سگى كه نام خذاى بر وى نبرده بوذ با وى يار شوذ آن صيد نشايذ خوردن ، و همچنين اگر تير اندازذ و نام خذا بعمد نبرذ يا كسى ديگر بر آن صيد تير اندازذ كه نام خذا نبرده باشذ آن صيد نشايذ خوردن ، اگر سگ باوّل از صيد برگردذ و به چيزى ديگر مشغول شوذ آنگه بصيد باز گردذ و بگيرذ يا تير بجانب چپ يا راست كژ شوذ و صيد بذان جانب باز گردذ و تير بر وى آيذ يا باذ تير را بگردانذ تا بر صيد آيذ آن را نتوان خوردن ، و اگر صيد را زنده در يابذ و ذبح توانذ كرد و نكنذ تا بميرذ يا از جراحت سگ يا تير بميرذ حلال نبوذ ، و اگر سگ تخنيق كرده بوذ بىجراحت يا جاييش شكسته شوذ يا بزبطانه بىجراحت بميرذ حلال نبوذ ، و اگر ساعتى توقّف كنذ پس برسذ صيد را مرده يابذ نتوان خوردن ، و اگر در ميان آب افتذ و بميرذ نتوان خوردن ، و اگر از هوا بر درختى يا سطحى افتذ و باز بر زمين افتذ و بميرذ نتوان خوردن ، و اگر صيد را زنده در يابذ و يوزش هنوز در دندان دارذ ذبحش كنذ حلال بوذ ، و اگر از دهان يوز يا سگ بيرون آرذ و ذبح كنذ و جان ناداذه شكمش بركنذ و پارهء [ ى ] بخورد يوز يا سگ دهذ باقى حلال بوذ ، و اگر پس از ذبح در آب افتذ و بميرذ توان خوردن بخلاف جراحت تير يا صيد ، و اگر