تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
عدد تير و مسافت بيان كنند تا درست آيذ ، و اگر گويند اگر تو بر هدف زنى چندين دينار من بدهم و اگر من برزنم چندين دينار تو بدهى اين قمار بوذ روا نباشذ الّا اگر محلّلى در ميان دارند كه اگر او بر زنذ هيچ ندهيم و اگر من برم تو بدهى اگر تو برى من بدهم اين روا بوذ آنگه اگر محلّل بر زنذ هيچ دو را نبايذ داذن و اگر ازيشان يكى ببرذ خصم مال بوى دهذ ، و همچنين اگر گويند اگر محلّل ببرذ هردو مال بردارذ و اگر از ما يكى برزند مال صاحب برگيرذ هم درست بوذ ، و بايذ كه محلّل را هيچ شرط نكنند كه بدهذ و بايذ كه محلّل در تير انداختن برابر ايشان بوذ اگر نه محلّلى را نشايد . و همچنين در اسپ دوانيذن اگر گرو از يك جانب بوذ روا بوذ و اگر از هردو جانب بوذ روا نبوذ الّا اگر محلّلى در ميان آيذ كه در سوارى مانند ايشان بوذ ، و بايذ كى مسافت و ميدان معيّن كنند ، امّا اگر گويند مىاندازيم تا كه بيشتر بر هدف زنذ يا بنگريم تا كه دور تر اندازذ روا نبوذ ، و اگر ده تير بنهند گويند ازين تير اگر پنج من بر هدف زنم بردهء من باشذ و اگر سه تو برزنى بردهء تو باشذ روا بوذ ، اگر گويند هر كذام از ما كه بمانذ ده دينار بفلان كس دهذ اگر آن فلان با ايشان تير نيندازذ روا نبوذ ، و هرگه كى تير بر هدف آيذ يا بالاى آن يا چپ هدف يا راست هدف و بگذرذ يا آنجا بمانذ آن تير محسوب بوذ و از جملهء آن شمرند كه بر هدف آمذه بوذ ، و آنچ بر زمين آيذ و از زمين برجهذ و بر هدف آيذ بر حساب نگيرند الّا اگر شرط كرده باشند آنگه بر حساب گيرند ، اگر گويند هريك ده تير بيندازيم [ من ده ] و تو ده هر كذام از ما كه پنج بر هدف زنذ بردهء وى باشذ روا بوذ ، « 1 » و اگر شرط كنند كه هريك ازين ده تير كه مىاندازيم هرچ پنج زوذتر بر هدف زنذ بردهء وى باشذ روا بوذ « 1 » ، و چون عقدى بستند بوجهى كه درست آيذ و يكى خواهذ كه باطل كنذ
هامش
( 1 - 1 ) اين جمله در ن ا تكرار شده است ،