تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
و خلطهاى نامعتدل را در تن معتدل كنذ و خون را پاكيزه كنذ و رنگ روى مردم نيكو كنذ و ناقهانرا فربه كنذ و صفرا را كه با خون آميخته باشذ بادرار « 1 » بيارذ و بلغم خام و فسرده بگذازذ و قوّت روح مردم را زيادت كنذ و خون را در تن گوشت گردانذ و تن درستى را نگاه دارذ و رگها را از خلطهاى بذ بشورذ « 2 » و شهوت كلبى ببرذ و قولنج باذى بگشايذ و غذا زوذ به اطراف رسانذ ، جالينوس گويذ باذ معده را بشكنذ و رگها را فراخ كنذ و غذا به همه تن رسانذ و سدّها بگشايذ و بخارهاء غليظ را لطيف گردانذ و به عرق بيرون آرذ و خواب خوش آرذ ، بقراط گويذ شراب هيچ خلطى خام « 3 » فسرده را در تن دست « 4 » باز ندارذ تا نگشايذ و بيرون بيارذ « 5 » و نفس را شاذى آرذ و روح را تازه كنذ و دل قوى كنذ و در آخر بيماريها و تبهاء گرم بدهذ ، ديسقوريدس « 6 » گويذ با اين همه منافع زهر خورده را سوذ دارذ و شراب قوى كژدم « 7 » را سوذ دارذ و طبيبان خذاوند ماليخوليا و غشى را بفرمايند ، و « 8 » اسقلبياذس « 9 » استاذ طبيبان گويذ كه از شراب بذ خوردن و بسيار خوردن وسواس و انديشهاى بذ و ديوانگى و كند فهمى و راى ناصواب و فراموش‌كارى و نقصان خرذ و تيرگى چشم و تباه شذن حواس و ترسيذن اندر خواب و بيذارى بىسبب و سراسيمگى پديذ آيذ اين همه بيماريهاى دماغست كه از افراط شراب پديذ آيذ و امّا بيماريهاى تن چون سكته و خناق و لرزيذن و نقرس و فالج و برسام و تباهى مزاج و ضعف جگر و استسقا و درد سر و درد دندان و آماسهاى گرم و تبهاى گرم و مرگ مفاجا پديذ آيذ ، پس عاقل ازين همه مضارّ بقطع نظر از عقاب آخرت بدليل
هامش
( 1 ) ذخيرهء خوارزمشاه افزوده : بيرون ( 2 ) ذخيره : بشويذ ( 3 ) ذخيره افزوده : و ( 4 ) ذخيره : مردم ( 5 ) ذخيره : نيارذ ( 6 ) ن ا : ديسقورندس ( بالنّون بعد الرّاء ) ( 7 ) ذخيره : كژدم زده ( 8 ) ازينجا تا . . . « مرگ مفاجا پديذ آيذ » مأخوذ است از ذخيرهء خوارزمشاه از « باب چهارم از مقالهء چهارم از بخش اوّل از كتاب سيم اندر مضرّتهاى شراب » ( 9 ) ن ا : اسقليباذس ( بالياء بعد اللّام )