تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
حسّ اجتناب نمايذ و اندك مثلّث حلال خورذ عصير انگور را آب برنهذ و بجوشانذ تا ثلثى بمانذ و در خنب « 1 » كنذ تا برسذ و به اندازه خورذ و از مستى احتراز كنذ منافع همه حاصل باشذ و از عقاب آخرت ايمن بود و آرايش بزم و الف دوستان و جمعيّت همنشينان پيذا آيذ ، و اگر شراب ميويزى بگيرند چنانك ميويز پاك بگزينند و بشويند و با آب گرم در خنبى كنند و بمالند و بپالايند بعد از آن بجوشانند با دو سه سيب يا بهى شرابى قوى و گرم مزاج گردذ و عظيم نافع و غذادهنده باشذ و حلال بوذ ، و « 2 » شراب خرما گرم و نرم بوذ طبع را نرم گردانذ و ثفل از معده بيرون آرذ و بر « 3 » و سينه را نيك باشذ و تن را غذا دهذ و فربه كنذ و قولنج را سوذ دارذ و شرابهاى ديگر حنطى و شعيرى و عسلى و سكّرى و غير آن چون غذاهاست بر قدر مزاجها منفعت و مضرّت حاصل كنذ ، ملك تعالى خذاوند عالم پاذشاه بنى آدم خسرو عرب و عجم سلطان قاهر را از آرايش بزم و مجلس ملوكانه حاصل كناذ و نصيبهء ذات همايون اعلى منافع آن باذ ،

فصل در مسابقت و تير انداختن

راى اعلى سلطانى قاهرى عظيم الدّهر غياث الدّنيا و الدّين أبو الفتح كيخسرو بن قلج ارسلان خلّد اللّه رايات دولته مصوّر و مقرّر باذ كه آدمى را از بهر عبادت آفريذه‌اند كما قال اللّه تعالى آية :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 4 » ، و چون عبادت را مخلوق بوذ هرچ لعب و لهو بوذ نشايذ كه كنند على ما قال عليه السّلام خبر : ما انا من دد و لا الدّد منّى « 5 » ، نه بازى را ام و نه بازى از منست ، و همچنين كوذكان بدر
هامش
( 1 ) ن ا : جنب ( 2 ) ازينجا تا . . . « منفعت و مضرّت حاصل كنذ » مأخوذ است از « باب پانزدهم از مقالهء چهارم از بخش اوّل از كتاب سيم اندر صفت انواع شراب » از ذخيرهء خوارزمشاه ( 3 ) ذخيره : امعا ( 4 ) قر ، 51 ، 56 ( 5 ) لسان العرب در د د آ
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 428 | محمد بن علي بن سليمان الراوندي / محمد اقبال