تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
« 1 » و غرض خرذمندان از شراب شاذى روان و منفعت تن و حفظ صحّت است و تن « 2 » را سه قوّتست يكى شهوانى و كار او حاصل كردن لذّت و گزاردن شهوت باشذ و معدنش جگرست ، « 3 » و دوّم قوّت نفسانى كه آن را ناطقه گويند « 3 » و طلب حكمت و علم و صواب فرموذن كنذ و از كارهاى زشت باز داشتن و اين قوّت خاصّهء مردم است و معدن او دماغ است و شريفترين همه است ، و خسيس‌ترين قوّت شهوانى است ، و هر قوّتى كارى مخالف يكديگر [ كنذ ] و هركه خواهذ تا يكى را از كار باز دارذ بقهر باز توانذ داشت ، و خرذمند از بذى پرهيزذ و در صوابى كه خرذ فرمايذ آويزذ و كار وى قهر كردن قوّت شهوانى و كارهاى صواب كردنست و از آخرت انديشيذن و ازين معنى بر وى رنجى عظيم بوذ حكيمان چيزى جستند كه او را آسايشى دهذ و ازين رنج برهذ ، از هيچ طعامى و شرابى اين غرض حاصل نيامذ الّا از شراب انگورى كه هر يكى از قوّتها را بر آن وجه كه صواب باشذ و چندانك صواب باشذ بشكنذ از آن‌كه نظام عالم و قوام بنى آدم از آنست كه هر قوّتى چنانك صواب باشذ حاصل آيذ و اگر اين قوّتها را قهر كنذ و هيچ بهره ندهذ عن‌قريب عمارت عالم و نسل بنى آدم منقطع و باطل گردذ ، و چون شراب به اندازه خورذ به مقدار آنك قوّت هاضمه دفع آن بوجه بكنذ و قوّت غاذيه آن را به كار برذ روفس « 4 » گويذ حرارت غريزى بيفزايذ و طعام را هضم نيكو كنذ
هامش
( 1 ) جمله عبارت ازينجا تا . . . « نسل بنى آدم منقطع و باطل گردذ » مأخوذ است از كتاب ذخيرهء خوارزمشاه از « باب اوّل از مقالهء چهارم از بخش اوّل از كتاب سوّمين اندر غرض خردمندان در شراب » ( 2 ) ذخيرهء خوارزمشاه : نفس ( 3 - 3 ) ذخيرهء خوارزمشاه : و دوّم را قوّت حيوانى خوانند و كار وى عزّ و جاه و رياست و ظفر و غلبه و كينه كشيدن بود و معذن او دلست و سديگر قوّت انسانى است و آن را قوّت ناطقه گويند ( 4 ) ازينجا تا . . . « طبيبان خذاوند ماليخوليا و غشى را بفرمايند » تمام عبارت از ذخيرهء خوارزمشاه مأخوذ است از « باب سيم از مقالهء چهارم از بخش اوّل از كتاب سيم اندر منفعتهاى شراب »