تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
ازين قدر كارى نگشايذ در زمين دفين بايذ كرد تا ازو چه زايذ ، در جايى حصين روذبارى جستند و بر طرف مرغزارى بكشتند و در تعهّد افزوذند تا بمدّت نبت از هريكى شاخى جست كه خضرت او ناموس اجنحهء طاووس بشكست ، خبر بكيقباذ رسيذ تجشّم كرد و بديذ و وصيّتى كى لايق بوذ تقديم فرموذ و در تعهّد فزوذ تا بانگور بوذ و لطف خوذ بنموذ ، گفتند اين نبات در خضرت نضرتى داشت و بميوه سر بفراشت ازو ديگر دانها ببايذ كاشت تا زيب باغها و آرايش راغها ازو حاصل شوذ ، چو بسيار شذ نمىيارستند خوردن چه بر منافع و مضارّ واقف نبوذند ، ملك فرموذ كه منفعت اين در آب و شراب توانذ بوذ ، چو آب بگرفتند و در خنب كردند به جوش آمذ فيلسوفان از آن در تعجّب ماندند بر آن نهاذند كه جمعى مباح الدّم را حاضر بايذ كردن تا تجربت حاصل آيذ ، سه كس مختلف المزاج را بياوردند و باكراهى عظيم با صذ هزار بيم شربتى هر يكى بازخوردند بدوّم شربت گستاخ شذند و بسوّم شربت فرياذ كردند تا چهارم بياوردند چون بپنج رسيذ نشاط دريشان آمذ و رقص و كچول آغازيذند و لور و سمسول ورزيذند و كس را بالاى خوذ نديذند ، زبان بدشنام بكيقباذ كشيذند چون بغايت مستى رسيذند ، روز ديگر صبر نمىتوانستند و بزرگان در آن شروع نمىيارستند ، گفتند تا چهار فصل بريشان نگذرذ ايمن نشايذ بوذ كه اين نشاط غمى آرذ و مرگى بريشان گمارذ ، در چهار فصل چند كس را اين شراب بداذند تا فوايد شراب روى نموذ و همه را نشاط افزوذ گفتند منفعت آن دانه اين بوذ ، بعد از آن زينت مجلس و جمع احباب بذان مىجستند و انواع ديگر حلاوى و حموضات بتجربت از آن حاصل كردند و بواسطهء جريان بر آتش دوشابى شيرين و خوش بدست آوردند و بانواع حلواها و ادويه شرابها ساختند و از سركهء ترش ريچارها پرداختند و تحفه‌ها و هديها در خواستن و فرستاذن پيذا آمذ و دست نعمت بذان بر يكديگر حاصل
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 424 | محمد بن علي بن سليمان الراوندي / محمد اقبال