تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
و از همكارى و ناهموارى و بذكردارى و ظلم عراقيان بياسوذ ، اعراض نفسانى او را ضعفى جسمانى حاصل كرد و اطبّا يك كلمه بوذند كه بشرب خمر مادّهء اين رنج منقطع شوذ و آن معنى ترا خلاص دهذ ، چنانك از فضل او سزيذ ابا مىنموذ و بر خوردن اقدام نمىكرد و روى بتجرّع آن نمىآورد ، اطبّا دست از معالجات ديگر بداشتند و مصرّ شذند كه جز ازين مداوا نيست از خوردن نمىگزيرذ و اين رنج جز به شراب تداوى نپذيرذ ، بر لفظ مبارك راند كه اگر مثلّث را اين خاصيّت هست باز خورم اگرنه نه ، « 1 » اطبّا گفتند اين بهتر و نيكوترست ، بفرموذ تا شيرهء انگور صذ من بياوردند و دويست من آب بر نهاذند و مىجوشانيذند تا دو ثلث بسوزانيذند بنهاذند به دو سه روز برسيذ و شرابى سخت خوش بوى نافع مست‌كننده شاذى آورنده گشت ، او بذان تعلّل مىكرد و دانشمندان شهر را مىآورد تا اجازت استحلال آن مىكردند و جمعى كه راغب بوذند ، آن بزرگ باندك مدّتى از آن رنج شفا يافت بعد از آنك از حيوة مايوس شذه بوذ و خيرات را قبالهاى مسجّل نبشته ، دعاگوى را تحقيق حلالى آن حاصل شذ كى پيغامبر صلوات الرّحمن عليه گفته است انّ اللّه تعالى لم يجعل فيما حرّم شفآء خذاى عزّ و جلّ در حرامها شفا ننهاذ ، و در آثار يافته‌ام كه لا راحة فى معصية اللّه ، و در شراب منافع بسيار و مصالح بىشمارست و كتاب الشّراب ساخته‌اند پنجاه باب در منافع و مضارّ آن و كلام خالق بمنفعت آن ناطق كه و منافع للنّاس « 2 » ، و ملوك روزگار و صدور كبار در مجلس بزم و روز بار به خوردن آن مردار مشغولند و با تحقيق آيت تحريم ارتكاب جنايتى عظيم مىكنند و جان و خان و مان در سر آن مىروذ خسر الدّنيا و الآخرة « 3 » ، اگر معاشرت بطريقى روذ كه مستوجب عقوبت نشوند اوليتر و اگر آن شراب خورند كه حلال
هامش
( 1 ) اينجا در حاشيه نوشته شده : المثلّث ( بخطّ درشت بطور عنوان ) كيفيّة تثليث العصير المباح شربه على مذهب من يرى حلّه بالطّبخ ( 2 ) قر ، 2 ، 216 ( 3 ) ايضا ، 22 ، 11