تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
مويى مپسند ناروايى * در رونق كار پاذشايى بر هرچ عمارت خرابست * بشتاب كه مصلحت شتابست بنماى پيام « 1 » عام شيرى * تا كس نزنذ دم دليرى
ملك فرموذ كچون اين مهم كفايت شوذ و رايت ظفر بدر همذان رسذ عروس اين حال از شب شبهت بيرون آيذ و نقاب بگشايذ قاضى و مقضى را با جاى خوذ داشته شوذ ، روز دوشنبه بيست [ و ] يكم ربيع الآخر سنة اربع و تسعين [ و خمس ماية ] مياجق قلب بياراست و زنان خوارزمى زره پوشيذند هر زنى پنجاه مرد عراقى را مىراند ، عراقيان قلب مياجق بشكستند و بغارت مشغول شذند ، زن مياجق پشت ايشان بگرفت و مياجق رجعت كرد ، عراقيان هزيمت شذند و زنان قتلى كردند كه در وهم نبوذ ، و ملك ازبك و ككجه و ناصر الدّين آغوش بزنجان تاختند و مياجق بدر همذان تاختن كرد « 2 » و از دار الخلافة اغراى مياجق برين فتنه كرده بوذند و نوشته كه سلطان خوارزمشاه حاكمست و ملك معظّم اسكندر زمان خسرو آفاق جهان پهلوان رستم ثانى كشورگشاى پيروز جنگ قير « 3 » اسفهسلار شمس الدّين مياجق نايب امير المؤمنين است على الاطلاق ، و ملك مياجق روز پنج شنبه نوزدهم رجب [ سنة 594 ] بصحراى تير بنجرد نزول كرد و ايمّهء همذان بديذن او رفتند ، در پيش ايمّه نشست و احوال همذان پرسيذ و چون خبر ظلمها شنيذ لعنتها كرد و گفت هرچ ديگران ظلم و خرابى كرد « 4 » ما عدل و عمارت فرماييم و آنچ قانون پاذشاهان عادل ما تقدّم بوذه است ما از آن نيز تخفيف كنيم رعيّت را ايمّه از زبان ما دلخوشى دهند و استمالت كنند ، شعر « 5 »
هامش
( 1 ) ن ا : پيام ؟ ؟ ؟ ، ( 2 ) بعد ازين در مجلّد اصلى راحة الصّدور چند ورق پس و پيش شده است چنان كه اينجا بجاى ورق 154 ورق 161 است و بعد از آن 155 - 160 ، 154 ، 162 ، و از ورق 162 تا آخر كتاب ترتيب اوراق درست است ، ( 3 ) ن ا : قير ؟ ؟ ؟ ( بدون نقط ياء ) ( 4 ) كذا فى ن ا و الظّاهر : كردند ، ( 5 ) از خسرو شيرين نظامى ، ( خمسه ص 77 ) ،