ايوه « 1 » بر پى ايشان براند و بهاى ايشان در پيش كردند و سر خويش گرفتند ، و بغداذيان جوال دوز مىانداختند و اسپ و مرد را مىزذند و « 2 » كس نشانى نمىديذ كه دفعى كنذ « 2 » ، و نفطاندازان آتش در هوا پرّان مىكردند و سوار و اسپ بر جاى مىسوخت ، و تير باران بر چتر سلطان چندان شذ كه چتر از تير بپوشيذ ، و سلطان بر سان رستم دستان گرز
f . 137 a
گران برداشت و قفشديان « 3 » را بانگ زذ و بريشان حمله برد ، مهد وزير را بينداخت وزير گرفتار شذ و شكست برافتاذ « 4 » ، اگرچه اوّل وهن بر سلطانيان بوذ لشكر سلطان غنيمتهاء بسيار و زر بخروار و اسپ و سلاح بىشمار بياوردند و در همذان هيچكس اسپى تازى بيك دينار نمىخريذند حرمت داشت دار الخلافة را ، و مجروحان در جامع همذان نان ميخواستند و خلافتى بوذ كه كس مثل آن نشنوذ ، و سلطان وصف الحال آن فتح اين دو بيتى بگفت ، بيت :
زين فتنه كه دست چرخ انگيخته بوذ * جانم بيكى موى درآويخته بوذ
اقبال مرا دست گرفت ار نه فلك * بىهيچ بهانه خون من ريخته بوذ
و آن لشكر بىظفر از آن اعتبار نگرفتند و تا اين غايت ده « 5 » بار ديگر با عراق آمذند و از نيّت بذ شكسته و غارتيذه بازگشتند ، خبر : و لا يلدغ المؤمن [ من ] جحر مرّتين « 6 » را كار نمىبندند ، شعر « 7 »
هامش
( 1 ) نام قبيلهء بوده است از قبايل تركمانان ، زت در ذكر همين مصاف مىنويسد :
« و كان على ميسرة الوزير جلال الدّين [ وزير الخليفة - ر ك در سابق ] الامير محمود بن مرحم [ ترجم - ر ك به ا آ ج 12 ص 197 ] الايوايى ؟ ؟ ؟ [ الايوايى - ظ ، يعنى المنسوب الى « ايوا » او « ايوه » ] و معه جموع « التركمانية و الاكراد . . . . » ( ز تf . 100 a - b) ، و ابن الاثير « ايوه » را « التركمان الايواييّة » مىنويسد ( ر ك به ج 12 ص 301 - 302 ) ، و در ص 197 ( ج 12 ) سهوا « الايوانيّة » چاپ شده است ، ضبط كلمهء ايوه معلوم نشد ،
( 2 - 2 ) كذا فى الاصل و مفهوم آن واضح نيست
( 3 ) يعنى اولاد و اتباع قفشد صاحب زنجان ( زت ) ،
( 4 ) ا آ ج 12 ص 15 ،
( 5 ) دو ( )
( 6 ) حديث ، بخارى طبع ليدن ج 4 ص 142 - 143 ،
( 7 ) شه ص 834 س 6 - 7 ،