دقيقه دانى رايش كنون بذان درج است * كه او بر آب روان نقش شوشتر سازذ
ز چربدستى انصافش اوّلين پايهست * كه صعوه در هوس باز مستقر سازذ
كرم چو زال يتيمست و اوست آن سيمرغ * كه از سر شفقت كار زال زر سازذ
بذات آنك بيك امر در سه تاريكى « 1 » * ز نيم قطره منى مايهء صور سازذ
هدايتش ز بصر ديذبان روح كنذ * عنايتش ز زبان منهى خبر سازذ
بموسم گل رعنا ز ابر تر دامن * قضاش نوبه زن ملك بحر و بر سازذ
عمود نور بصبح سپيذ دست دهذ * نقاب قير ز شام سياه گر سازذ
كه دست اوست « 2 » درين روزگار نااهلان * كه كار اهل هنر درخور هنر سازذ
كرم پناها گردون دلا توى كه فلك * ز كلك و تيغ تو قانون نفع و ضر سازذ
ارادت تو امل در دل قضا شكنذ * سياست تو كمين بر ره قدر سازذ
دهان بشست بهفت آب چون ثناى تو خواند * دبير چرخ كه اشكال طرفه برسازذ
جهان ز دست تو پيرايهء امل بندذ * فلك ز تيغ تو سرمايهء ظفر سازذ
هامش
( 1 ) اشاره است بآية :يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ . . .الخ ( قر ، 39 ، 8 )
( 2 ) كلمهء « اوست » در متن تكرار شده است