تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
قرار شش جهت و شحنهء چهار اركان * كه قدر او مقر از تارك قمر سازذ سپهر عرش جناب آفتاب بحر سخا * كه بحر از كف او گنج پرگهر سازذ جهان پناه قزل ارسلان كى تعظيمش * ز دخل و خرج جهان خوذ « 1 » ماحضر سازذ سپهر گر كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ « 2 » خاك شوذ * ز دل سپهر و ز راى اخترى دگر سازذ بترك‌تاز حوادث جهان مباذ خراب * و گرنه او چو جهان صذ بيك نظر سازذ شكست طنطنهء چرخ و بيشتر شكنذ * مگر ز خاك درش حرز ماه و خور سازذ شوذ به صورت كفگير چرخ پنگانى * چو نيم چرخ برين چرخ عشوه‌گر سازذ بجست‌وجوى نظيرش همى دوذ گردون * كه جاى خويش گهى زير و گه زبر سازذ ز بهر سقف عدوى سپيذ دستش دان * كه شب ز چهره گليم سياه بر سازذ بدور چشم ببندذ سپهر سرمه مثال * كه از غبار رهش سرمهء بصر سازذ كفش چو دست تهى يافت در سخا پيچذ * دلش چو دشمن بذ ديذ با خطر سازذ چو صبح نور كنذ عرضه دانك تزويرست * كه بر دلش همه شب صبح پرده در سازذ
هامش
( 1 ) كذا فى ن ا ( ) ( 2 ) قر ، 24 ، 39