تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
اى شهنشاهى كه از شش « 1 » حرف نامت ثابتات « 2 » * حرز هفت اندام اين پيروزه طاحون كرده‌اند اين‌همه « 3 » گردون و گردون « 3 » هيچ « 4 » مىدانى كه چيست * چون ندانى كز دلت وهم فلاطون كرده‌اند گرد ميدانت وراى كوى خالى « 5 » كلّه بست * نام آن گرد اختران درحال گردون كرده‌اند پاسبانانت بسيلى ظلم باطل پيشه را * بارها زين تنگناى خاك بيرون كرده‌اند ساكنان عالم شش « 6 » روزه روزى پنج بار * لحن كوست را نواى طبع محزون كرده‌اند هركجا بر سقف شمع‌افروز گردون شاهديست * خويشتن « 7 » بر طرّهء چتر تو مفتون كرده‌اند نام نه چرخ سذابى چون فقع بريخ « 8 » نويس * گر ببخشش نام دستش نيل و جيحون كرده‌اند بحر دون القلّتين از دست دستت خون گريست * در صدف آنك ز اشكش « 9 » درّ مكنون كرده‌اند تيغ « 10 » زن چون آفتابى راست و آنكت كژ نهاذ * حادثاتش « 11 » در زمين چون سايه مدفون كرده‌اند آز را دست و دلت كز هردو دريا نسختيست * در درم دارى نه « 12 » از ماهىّ ذو النّون كرده‌اند كاوه شذ تيغ تو ضحّاكان ظلم‌انديش را * كز سر بىحسّى از گاوى فريذون كرده‌اند
هامش
( 1 ) ن ا : شس ( 2 ) ن ا : ثابتات ؟ ؟ ؟ ، ( 3 - 3 ) ن‌د : گردون گردان ( 4 ) ن ا : هيح ؟ ؟ ؟ ( 5 ) ن‌د : خاكى ( 6 ) ن ا : سش ( 7 ) ن ا : حويشتن ؟ ؟ ؟ ( 8 ) ن ا : يخ ( 9 ) ن ا : اسكش ( 10 ) ن ا : تيغ ( 11 ) ن ا : حادثاتس ( 12 ) كذا و لعلّه « به »