كاروانى زذه شذ كار گروهى سره شذ
ايشانرا در آن مدارس دفن كردند و سلطان عالم همچنان در عقابيل رنجورى بماند ، و در جمادى الاولى از سنهء احدى و سبعين [ و خمس ماية ] خطبهء ستّى فاطمه خواهر امير سيّد فخر الدّين علاء الدّولة « 1 » با سلطان بخواندند و اوّل جمادى الآخرة سلطان با سراى او تحويل كرد ، و بعد از آن در منتصف اين ماه برحمت خذاى رسيذ و آن عظمت و سلطنت به آخر كشيذ ، و آن آرايش و عظمت و پاذشاهى و سلطنت و آيين بار و رسوم شكار و زينت بزم از مطربان و شعرا و تجمّل رزم از تركان امرا و كسوتهاى فاخر كه سلطان ارسلان را بوذ از آل سلجوق كس را نبوذ ، و شعراى حضرت او چون مجير بيلقانى و اثير اخسيكتى بوذند كه بر شعراى متقدّم بسخن بيفزوذند ، و ما مدح او و اتابك محمّد و قزل ارسلان كه ايشان گفتهاند بعضى مىآوريم ،
اين قصيده مجير بيلقانى در مدح سلطان ارسلان گفت « 2 »
طارم زر بين كه درج درّ مكنون كردهاند * طاق ازرق بين كه جفت گنج قارون كردهاند « 3 » پيشكارانش شب « 3 » بام مقرنس شكل را
باز بىسعى قلم نقش دگرگون كردهاند * سبز خنگ چرخ را از بهر خاتون هلال
اين سر افسار مرصّع بر سر اكنون كردهاند
هامش
( 1 ) زن ( ص 301 ) : فخر الدّين رئيس همذان ،
( 2 ) دوست فاضلم سيّد حسن تقى زاده مدير روزنامهء « كاوه » اين قصيده را از روى نسخهء ديوان مجير بيلقانى كه در كتابخانهء برلن موجود است بكمال مرحمت براى من استنساخ فرمودهاند ، عنوان اين قصيده در آن نسخه اينست : « در تعريف شب گويد و اختتام بمدح سلطان ارسلان » ر ك نيز به نسخهء ديوان مجير در كتابخانهء بادلين در اكسفوردff . 40 a - 41 a( 3 - 3 ) ند در برلن : پيشكاران شب اين ، در ن ا شين اخير در « پيشكارانش » بخطّ الحاقى است ،