الوزير فخر الدّين ابن معين الدّين « 1 » ، الوزير جلال الدّين ابن قوام الدّين « 2 » ، حجّاب او الامير الحاجب مظفّر الدّين بازدار « 3 » ، الامير الحاجب اتابك « 4 » اياز ، الامير الحاجب نصرة الدّين اتابك پهلوان « 5 » ، [ سلطان ارسلان خوب ] « 6 » طلعت نيكوسيرت باحيا و حميّت بوذ ، ديرخشم زوذ رضا ، كرم و مروّت بر اخلاق او غالب و حلم و سكون در احوال او ظاهر ، مثل : من قرب برّه بعد ذكره « 7 » ، [ شعر ] :
هرك او بخشش و عطا بگزيذ * نام نيكوى او بچرخ رسيذ
هيچ خواهنده از لفظ او نه ناشنيذه و هيچ خدمتگار ازو جفا و خوارى ناديذه ، مثل : اكرم الشّيم ارعاها للذّمم ، شعر :
حقگزارى نكوترين كرميست * نام بايذ گزيذ عمر دميست
از كار دخل و خرج و ضبط احوال خزانه و پايگاه و غير آن متغافل و در تفتيش و تفحّص آن مسامح و مساهل ، تنعّمدوست و ترفّهجوى بوذ و در پوشش و خورش تكلّف و تنوّق بغايت رسانيذ ، لباسهاى فاخر و كسوتهاى ملوّن و جامهاى خطايى و زركشيذهاى مثقّل بعهد او قيمت گرفت ، در جمله آن لباسها كه او پوشيذ و بخشيذ هيچكس نپوشيذ و نبخشيذ و نه بذان لطف ديذ ، ملاطفت او در مجلس معاشرت بغايت كمال بوذ و هرگز در بزم او فحش و لغو و جفا و دشنام بر لفظ كس نرفتى و
f . 115 b
از كس حركت خارج در وجود نيامذى ، مثل : اذا كرمت السّجيّة حسنت الطّويّة « 8 » ، شعر « 9 »
هامش
( 1 ) زن افزوده : المختصّ
( 2 ) زن افزوده : الدّركزينى
( 3 ) مقصود همان مظفّر الدّين الب ارغون بن يرنقش بازدار است
( 4 ) زن ( 297 ) افزوده : طغرلتكين
( 5 ) هو ابن شمس الدّين ايلدكز و اخو السلطان لامّه ( زن ص 297 )
( 6 ) در متن محو شده ،
( 7 ) فقf . 13 b( 8 ) ايضاf . 8 b( 9 ) از خسرو شيرين نظامى در « بپادشاهى نشستن شيرين بجاى عمّهء خويش » ( خمسه طبع طهران ص 102 )