محاسن او مجموعست ، شعر :
سبحان من جمع الورى فيه كما * جمع العلوم باسرها فى المصحف
و ميامن نيّتهاى نيكو و عقيدتهاى صافى پاذشاهان و جهانداران خاندان سلجوق و سيرت سلاطين آن دولت طراز مجلس عالم و جمال و مفخر بنى آدم شذه است و محاسن آن بخامهء عطارد بر چهرهء خورشيذ نبشته است ، و سپاس و منّت آفريذگار را كه مخايل و مآثر اين خاندان بزرگ دايم و مؤبّد و مخلّدست و اعلام دولت شاهانشاهى از فرّ دولت اسلاف افراشته و ممالك عالم و اطراف عرب و عجم بمحامد اين پاذشاه نگاشته ، شعر :
انّا لنحرز بالاسياف مصلتة * ممالك الرّوم و الاتراك و العرب
حتّى تكون لنا الدّنيا باجمعها * محميّة بين موروث و مكتسب
ملك تعالى روى زمين را بجمال عدل پاذشاه غياث الدّين آراسته داراذ و در دين و دولت و دنيا و آخرت باقصاى همّت و قصاراى امنيّت و مطمح نظر مبارك و منتهاى امانى خاطر اعلى اعلى اللّه شأنه برساناذ « 1 » [ و خطبه ] « 2 » و سكّهء ممالك عالم بالقاب ميمون و نام مبارك شاهانشهى مزيّن گرداناذ و خاك آستان دولت [ و ] « 2 » درگاه سلطنت اين پاذشاه سجدهگاه اكاسرهء عالم و قياصرهء بنى آدم باذ و يرحم اللّه عبدا قال آمينا « 3 »
اين عجالهء وقت مدح شاه كيخسرو خلّد اللّه ملكه است
اى ز رايت روشنى برُده زمين * همچو از خورشيذ چرخ چارمين
پايهء جاهت نبينذ آسمان * ور ستان صذ ره بيفتذ چون زمين
شاه كيخسرو ز جود و معدلت * گوش هفتم چرخ كر كرد از طنين
پُشت دين شه بلمظفّر باذ و هست * بارگاهت ملجأ دنيا و دين
چون تو گوهر بخش آمذ بحر ليك * باشذش از موج چين اندر جبين
هامش
( 1 ) ن ا : برساند
( 2 ) در متن محو شده
( 3 ) ن ا : آمينا ؟ ؟ ؟