تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
برنشسته بوذند و با مقاتلهء كشتى جنگ مىكردند و نگذاشتند كه بر جانب غربى آيند و بفرموذ تا منجنيقها آتش زدند و چوب خانهء سلطان و بازار لشكر و هر آلت كه نقل نمىشايست كردن بسوختند ، و همچنان صف كشيذه ايستاذند تا جمله بنگاه و خزانه و دختران را به راه كرد و بر اثر ايشان مىآمذ ، و سلطان با لشكر آن شب تا بروز بر جانب شرقى بر پشت اسپ ايستاذ تا بامداذ بنها برنهاذ و با كينى تمام بيك فرسنگى بغداذ فروذ آمذند ، و اگرچه زشت برخاستنى بوذ لشكر بغداذ را چندانى قوّت نبوذ كه بر اثر بيامذندى ، مثل : الظّلم مسلبة للنّعم و البغى مجلبة للنّقم « 1 » ، شعر :
بغى كين آورذ بهر منزل * ظلم نعمت ز بذ كنذ حاصل
سلطانرا از اسباب دهلبزى [ مانده ] بوذ و يكپاره زيلو و پنج بارگير ، امرا از مطبخ خويش خوانچه مىآوردند تا آنگه كه بحلوان رسيذند ، مثل : من اكتفى باليسير استغنى عن الكثير « 2 » ، شعر « 3 »
گر از دنيا وجوهى نيست در دست * فراغت با قناعت باذگان هست f . 111 a
زين الدّين على كوچك بنگاه و اسباب پايگاه سلطان و خزانه و دختران سراى را جمله باز رسانيذ چنانك رشته تايى ضايع نشذه بوذ « 4 » ، مثل : من تمام الكرم اتمام النّعم « 5 » ، شعر :
خوى تو گر افاضت نعمست * اى پسر از تمامت كرمست
و چون سلطان بپنج منزلى همذان رسيذ اتابك ايلدكز بازگرديذ ملكشاه
هامش
( 1 ) فقf . 10 a( 2 ) ايضاf . 6 a( 3 ) از خسرو شيرين نظامى ( خمسه ص 53 ) ( 4 ) ر ك براى ذكر محاصرهء بغداد به ز ن ص 246 - 255 و نيز ا آ در حوادث سنهء 551 ( ج 11 ص 140 - 142 ) ، صاحب ز ن عماد الدّين الكاتب الاصفهانى اين محاصره را مشروحا و مبسوطا ذكر كرده است چه او خود بوقت محاصره در بغداد حاضر بوده است و جمله وقايع را براى العين مشاهده نموده ، ( 5 ) فقf . 8 b،