تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
دشمن همه پياذه سپاه خويش را جوق‌جوق بپراگنذ و مبارزان سالارشان كنذ و لشكرگاه خويش دور از دشمن دارذ و از شبيخون خصم خوذ را نگاه دارذ و چون با دشمن برآويزذ بفرمايذ تا حملها پيوسته برابر برند چنانك هيچ نياسايند و سستى ننمايند تا پياذگان دشمن همه رنجه شوند و رعب و ترس از بسيارى حمله در دلهاشان افتذ ، و اگر هردو سپاه پياذه بوند يا هردو سوار حربگاه در خور جايگاه كنذ صفها از يك سو چنان كنذ كه حمله دشمن را پاى توانند داشتن و بر دشمن ريمن غلبه جويند و ديگر سو چنان سازذ كه بر دشمن غلبه توانند كردن و قلب چنان سازذ كه يارى جانبين توانند داذ و بعضى مبارزان را كه روى لشكر باشند بر گزينذ و بر كنارهاى صف بدارذ تا هر جاى كه سست شوذ بذانجا دوانند و استوار كنند و از هزيمت امان دهند و اگر در سپاه دشمن مبارزى بوذ از لشكر خوذ جمعى را برگزينذ كه در مقابل وى دوانند و هركجا روذ دانند و شوكت او از لشكر باز دارند و صف بذين وقت مقوّس بايذ
f . 92 b
چون كمانى بزه ، و ديذه و آموذه‌اند كچون شاه در حرب صبور و بينا باشذ و سپاه هواخواه و مشفق و خشنوذ و جايگاه موافق و مخالف سپاه دشمن بوذ اگرچه عدد دشمن بيش بوذ پيروزى و ظفر از خذاى داذگر متوقّع بوذ و گوش بايذ داشت ، و اگر پيل در لشكر دشمن بوذ گردونها و آلتهاى سهمگن بايذ داشت كه پيلان از آن ترسند و برمند و در حرب كمينها سازذ كه ايشان از پس پشت در نتوانند آمذن و پيلبانانرا بفريبذ تا پيلان را در كار نيارذ كه پيل بىپيلبان در هيچ كارى نيفتذ ، يا در كارزار قصد پيلبانان كنذ تا هلاكشان كنذ آنگه پيلان را هيچ شوكت بنمانذ و در پيش مصاف كندهاى كوچك كنذ كه پيل بوى گل تازه شنوذ نيارذ رفتن و بيشتر بر پيلان تير باران كنذ و سپاه را نگذارذ كه آهنگ پيلان كنند بل آهنگ آنان كنند كه بر راست و چپ پيلان باشند كچون ايشان هزيمت شوند پيلان خوذ كار نكنند ، و در جهان بيان مقاتلت دشمنان بهتر