تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
در جهانى و از جهان بيشى * همچو معنى كه در بيان باشذ آفرين بر تو كآفرينش را * هرچ گويى چنين چنان باشذ روز هيجا كه از درخش سنان * گرد را كسوت دخان باشذ در تن اژدهاى رايتها * باذرا اعتدال جان باشذ شير گردون چو عكس شير در آب * پيش شير علم ستان باشذ هر كمين كز قضا گشاذه شوذ * از پس قبضهء كمان باشذ اشك بر درعهاى سيمابى * نسخت راه كه كشان باشذ هم عنان امل « 1 » سبك گردذ * هم ركاب اجل گران باشذ هر سبو كز اجل شكسته شوذ * بر لب چشمهء سنان باشذ چون بجنبذ ركاب منصورت * آن قيامت كه آن زمان باشذ هركرا شذ يقين كه حملهء تست * پاى هستيش بر گمان باشذ روح روح الامين در آن حالت * نه همانا كه در امان باشذ نبوذ هيچ‌كس جز از نصرت * كه دمى با تو هم عنان باشذ هر مصافى كه اندر آن دو نفس * تيغ را با كفت قران باشذ f . 82 a صذ قران وحش و طير را پس ازين * فلك از كشته ميزبان باشذ خسروا بنده را دو سه سال است * كه همى آرزوى آن باشذ كز نديمان حضرت ار نشوذ * از مقيمان آستان باشذ بخرش پيش از آنكه بشناسى « 2 » * كآنگهى رايگان گران باشذ چه شوذ گر ترا درين « 3 » يك بيع « 3 » * دست بوسيذنى زيان « 4 » باشذ يا چباشذ كه در ممالك تو * شاعرى خام قلتبان باشذ لكن اندر ميان « 5 » مدح و غزل * موى مويش زفان‌زفان باشذ تا شوذ پير همچو بخت عدوت * هم درين دولت جوان باشذ تا هواى خزان ببهمن و دى * زرگر باغ و بوستان باشذ
هامش
( 1 ) ن ا : امك ( 2 ) ن ك : بفروشى ( 3 - 3 ) ن ك : سودا ( 4 ) ن ا : زبان ( 5 ) ن ك : بيان