تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
چون كارها بر تو دشخوار شوذ و مردم از تو بيزار گردند با راى عقلا رجوع كن و با نصحا گرد و از آموختن و مدد خواستن عيب مدار كه اگر مدد خواهى و سلامت يا بى بهتر كه بخوذ رايى پشيمان باشى ، چو سلطان بجست تاج الدّين ملك نيم‌روز بجاى سلطان در قلب بيستاذ و جنگهاى سخت كرد و مبارزتى بغايت نموذ چنانك لشكر خطا ازو در تعجّب ماندند و او را پيش الخان « 1 » بردند و مدّت يكسال پيش او بماند ، الخان « 1 » او را نيكو داشت « 2 » و تركان خاتون « 3 » همانجا مانده بوذ ، بعد از يك سال هردو را با پيش سلطان فرستاذ « 4 » ، [ مثل ] : عادة الاحسلن مادّة الامكان « 5 » ، نيكويى عادت داشتن مادّت گردن افراشتن باشذ ، و الخان « 1 » ملك ماورآء النّهر بگرفت و تا بذين تاريخ دختر او خان خانان « 6 » داشت ، و در نكبت لشكر خوراسان خوارزمشاه اتسز عاصى شذ و مرو و نشابور بغارتيذ و بسيار خزاين و ذخاير برگرفت « 7 » ، و چون سلطان او را سهم فرستاذ بذين بيتها كه در افواه معروفست جواب داذ ، شعر « 8 »
اگر باذ پايست رخش ملك * كميت مرا پاى هم لنگ نيست تو اينجا بيايى من آنجا روم * خذاى جهانرا جهان تنگ نيست
f . 78 a
و سلطانرا بعد از يك سال جمع شتات و احياى مواتى ببوذ و از اطراف رسل رسيذند با حمل و هدايا و كار ملك استقامت از سرگرفت و بعد از آن بمدّت هفت سال در سنهء ثلث و اربعين و خمس ماية برى آمذ و سلطان مسعود از راه بغداذ بازگشت و به خدمت او رفت ، و رسولان
هامش
( 1 ) جت : اتخان ( 2 ) ز ن ص 278 ، ا آ ج 11 ص 57 ، ( 3 ) هى زوجة السّلطان سنجر و ابنة محمّد ارسلان خان [ صاحب ماوراء النّهر ] ، ( ا آ ج 11 ص 57 ) ( 4 ) فديت تركان خاتون بخمسماية الف دينار ( ز ن ) ( 5 ) فقf . 18 b( 6 ) يعنى گورخان ، « خان خانان » ترجمهء « گور خان » است به زبان فارسى ، ر ك بطبقات ناصرى ترجمهء ميجر راورتى ص 911 ج 8 ، و نيز چهار مقاله طبع ميرزا محمّد قزوينى ص 113 ح ، ( 7 ) ز ن ص 280 ، ا آ ج 11 ص 58 ، ( 8 ) ر ك به لباب الالباب عوفى ج 1 ص 37 ،
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 174 | محمد بن علي بن سليمان الراوندي / محمد اقبال