تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
پرورش دانا نيكوترين كاريست و پرورش نادان زشت كرداريست كه دانا را پروردن دليل تمامت دانش است و جاهل را برگزيذن نشان جهل ،
f . 71 - a
و ملك سمرقند همچنين بگرفت كه بعد از وفات بركيارق احمد « 1 » خان عاصى شذه بوذ ، سلطان سنجر چهار ماه حصار داذ و بستذ در سنهء اربع و عشرين و خمس ماية « 2 » ، و احمد خان را بگرفت و چندان ولايت كه پذرش ملكشاه داشته بوذ مستخلص كرد و همچنين ملك سيستان و خوارزم در ضبط آورد و اتسز بن محمّد بن نوشتگين غرجه « 3 » را خوارزمشاهى او داذ ، و تاج الدّين امير ابو الفضل را ملك نيم‌روز بداذ بزابلستان و در مصافهاى معظم پهلوان لشكر او بوذى و او را در مصاف غزنين و جنگ پيلان « 4 » مقاماتست ، و بعد از وفات براذرش سلطان محمّد در ابتداى سال احدى عشر [ ة ] و خمس ماية بعراق آمذ ، سلطان محمود بن محمّد بسلطنت نشسته بوذ امراى حضرت او را بر آن داشتند كه با عمّ مصاف داذ شكسته شذ و بهزيمت باصفهان رفت « 5 » ، سلطان سنجر ولايت مى بخشيذ و عدل مىورزيذ ، شعر :
بتخت مهى بر هر آنكس كه داذ * كنذ در دل او باشذ از داذ شاذ « 6 » ( كنذ آفرين تاج بر شهريار * بوذ تخت شاهى بذو پايدار بنازذ بذو تاج شاهى و تخت * بذانديش نوميذ ازو شاذبخت
هامش
( 1 ) كذا ايضا فى ز ن و ز ت ، ا آ : محمّد ، و هو المعروف ايضا بارسلان خان ، ( 2 ) ا آ ج 10 ص 465 ، ( 3 ) ن ا : غزجه ، ا آ : غرشجه ، « و كان ابوه [ يعنى ابو محمّد خوارزمشاه ] انوشتكين مملوك امير من السلجوقيّه اسمه بلكباك قد اشتراه من رجل من غرشستان [ غرجستان ] فقيل له انوشتكين غرشجه » ( ا آ ج 10 ص 182 ) ( 4 ) ا آ در حوادث سنهء 508 ( ج 10 ص 353 - 355 ) و ز ن ص 262 - 264 ، مقصود همان مصاف است كه بعد آن سنجر بهرامشاه را بر تخت غزنين نشاند ، ( 5 ) ر ك براى شرح آن به ز ن ص 125 ببعد ، و ا آ در حوادث سنهء 513 ( ج 10 ص 385 ببعد ) ( 6 ) شه ص 1618 س 28 ،