تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
چهار سال بوذ ولادت شب آذينه دوّم محرّم سنهء احدى و ثلثين و اربع ماية « 1 » ، وزراى او الوزير نظام الملك الحسن بن على بن اسحق ، حجّاب او الحاجب بكرك ، الحاجب عبد الرّحمن الاغاجى « 2 » ، توقيع او ينصر اللّه ، سلطان الب ارسلان پاذشاهى بوذ باهيبت و سياست تا زنده و كامگار
51 a
و بيذار ، دشمن‌شكن خصم‌افگن ، بىنظير و جهانگير ، تخت‌آراى و گيتىگشاى ، قدّى عظيم داشت و محاسنى دراز چنانك بوقت تير انداختن گره زذى و هرگز تير خطا نكردى و كلاه دراز داشتى و بر تخت روزبار سخت مهيب بوذى و باشكوه ، و از سر محاسن تا سر كلاه او گويند دو گز بوذى « 3 » و هر رسول كه پيش تخت او آمذى بهراسيذى ، ملكى آسوذه داشت ، مثل : من حسنت مساعيه طابت مراعيه « 4 » ، شعر :
هركه نيكوروش بوذ در كار * مرغزارش نكو بوذ به شكار
بعد از وفات عمّش طغرلبك عميد الملك را كه وزير عمّش بوذ بگرفت و وزارت بنظام الملك داذ « 5 » و او پيش از سلطنت در خدمت الب ارسلان بوذى و بو نصر كندرى [ را ] يك سال با خوذ گردانيذ ، مثل : من اعظم الفجايع اضاعة الصّنايع « 6 » ، اضاعت حقوق از مصايب و عقوق است ، در سنهء ستّ و خمسين و اربع ماية به شهر نسا « 7 » عميد الملك را بفرموذ كشتن و نظام الملك در آن ساعى و راضى بوذ ، مثل : اذا استشرت الجاهل اختار لك الباطل « 8 » ، چون مشورت با جاهل برى از بهر تو باطل گزينذ ، شنيذم كه چون كشنده در پيش او شذ مهلت خواست و
هامش
( 1 ) درين باب هم در ميان مؤرّخين اختلافى است ، ا آ و ز ن گويند ولادت سلطان الب ارسلان در سنهء 424 بود و مدّت عمرش چهل سال و قول ابن خلكان همين است ، و در ساير كتب مثل ع و جت و ر ص و حس باتّفاق تاريخ ولادتش دوّم محرّم سنهء 421 است ( 2 ) ر ك بص 98 ح 3 ( 3 ) ر ك به ر ص و حس ذكر الب ارسلان ( 4 ) فقf . 8 b( 5 ) ر ك به شرح آن در زن ص 29 و ا آ در حوادث سنهء 456 ( ج 10 ص 20 ) ( 6 ) فقf . 14 a( 7 ) بقول ا آ و ز ن عميد الملك بمرو الرّوذ كشته شد و قبل از آن يك سال آنجا معتقل مانده بود ( 8 ) فقf . 17 a