و گر بگذرذ آنهمه بتّريست * بر آن زندگانى ببايذ گريست ) « 1 »
روان تو دارنده روشن كناذ * خرذ پيش چشم تو جوشن كناذ « 2 »
ملك تعالى مملكت عراق و خوراسان و جملگى بسيط جهان از در روم تا اقصى حدود تركستان و هند و سيستان و سرتاسر اقاليم عالم و جملگى رعاياى بنى آدم را در تحت فرمان و ضبط بندگان خذاوند عالم سلطان اعظم كناذ ، و مثال پاذشاه بنى آدم شاهنشاه « 3 » معظّم مالك رقاب الامم مولى العرب و العجم سلطان السّلاطين المؤيّد بتاييد ربّ العالمين الواثق بنصر اللّه الحاكم بامر اللّه برهان الامام و معزّ الانام ظلّ اللّه على الرّعيّة و نوره السّاطع بين البريّة مطيع الحقّ مطاع الخلق ملاذ الثّقلين وارث ملك ذى القرنين مولى الخافقين غياث الدّنيا و الدّين كهف الاسلام و المسلمين ابو الفتح كيخسرو بن السّلطان قلج ارسلان اعلى اللّه كلمته و نصر جنده و الويته و بسط ملكه و دولته « 4 » در اقطار آفاق خصوصا مملكت خراسان و عراق نافذ و ساير باذ ، و دولت ملكشاه و بركيارق و محمّد و محمود و طغرل و مسعود نموذار اين دولت و از حجّاب اين سلطنت باذ ، و آنچ ايشان را در عمر روى نموذ و بواسطهء مرور ايّام بگشوذ از نفاذ فرمان و گرفتن جهان اين پاذشاه نيكوخواه كيخسرو شاه را هر لمحه ميسّر و هر لحظه مقرّر باذ ، و جهان در قبضهء اقتدار اين جهاندار كامگار و شهريار روزگار رامتر از كبك در چنگل باز و روبه در پيش گراز باذ ، و هرروز فتح اقليمى و كسر عظيمى از ملوك جهان و پاذشاهان اين زمان پيشهء شمشير برّان و گرز گران اين پاذشاه فيروز
b 94 . f
كيخسرو بهروز باذ ، و اين دولت تا قيامت بماناذ ، و تا چرخ دوّار را مانع از مدار نباشذ و لشكر اختر منير بر چرخ مسير يابذ آسمان را در بذ و نيك مشار درگاهت باذ و اختران را در كموبيش مشير فرمانت باذ ، و اشك
هامش
( 1 ) شه ص 905 س 12 - 13
( 2 ) ايضا ص 1951 س 21
( 3 ) ن ا :
ساهنشاه
( 4 ) ن ا : بىحركات