كمن عاقب من يستوجب المثوبة « 1 » هرك عفو كند آن را كه مستوجب عقوبت باشذ همچنان باشذ كه عقوبت كنذ آن را كه مستوجب مثوبت باشذ ، بذين حركت رعيّت بياسوذند و در دعا بيفزوذند ، مثل : من صار لرعيّته ابا صار لجنده ربّا « 2 » ، و چون به شهر برسيذ نخست بدر جرم و سدّهء شريفهء نبوى آمذ و شرط تعظيم و خدمت بجاى آورد ، و چون بازگشت و بنوبتى فروذ آمذ امير المؤمنين بسيار تكلّفها كرد و نثارها و نعمتهاى فراوان فرستاذ « 3 » شعر « 4 »
خليفه چون از آن مقدم خبر يافت « 5 » * به خدمت كردن شاهانه بشتافت
باستقبال شه فرموذ پرواز * سپاهى ساخته با برگ و با ساز
گرامى نزلهاى خسروانه * فرستاذ از ادب سوى خزانه
ز ديبا و غلام و گوهر و گنج * دبيران را قلم در خط شذ از رنج
مر او را در حرم « 6 » كرسى نهاذند * نشست او و دگر قوم ايستاذند
خليفه « 7 » باز پرسيذش كچونى * كه باذت نوبنو عيشى فزونى
بمهمان خواندمت تا نيك دانى « 8 » * مباذت دردسر زين ميهمانى
هواى گرم سيرست اين طرف را * فراخيها بوذ آب و علف را
وطن خوش جست « 9 » رخت آنجا نهاذند * ملك را تاج و تخت آنجا نهاذند
خليفه از براى آن « 10 » جهانگير * نكرد از هيچ خدمت هيچ تقصير
و كار ولايت عالم برو تقرير كرد و سلطنت او بر ممالك عراقين و كهستان مقرّر گشت ، حكمت : اذا ولّيت فولّ الوفىّ الملىّ الّذى تحسن « 11 » كفايته
هامش
( 1 ) فقf . 20 a( 2 ) ايضاf . 18 b، ن ا : دبا بجاى « ربّا »
( 3 ) اين در سنهء 449 بود وقتى كه طغرلبك بار دوّم وارد بغداد شد نه در سنهء 447 ( ر ك به زن ص 13 - 14 و ا آ ج 9 ص 435 - 436 )
( 4 ) از خسرو شيرين نظامى در « كيفيّت رسيدن خسرو پيش مهين بانو » ( خمسهء نظامى طبع طهران ص 78 )
( 5 ) خمسه : مهين بانو چو زين حالت خبر يافت
( 6 ) خمسه : به زير تخت شه
( 7 ) خمسه : شهنشه
( 8 ) خمسه : به همان تو آوردم كرانى ( گرانى ؟ )
( 9 ) خمسه : بود
( 10 ) مهين بانو بدرگاه
( 11 ) ن ا : يحسن