مهمّات و معضلات ايثار رضا و تحرّى فراغ او جستى و گفتى ، شعر « 1 »
رضاك رضاى « 2 » الّذى اوثر * و سرّك سرّى فما اظهر
چو نامهء ايشان بدار الخلافة رسيذ امير المؤمنين القايم بامر اللّه هبة اللّه بن محمّد المامونى « 3 » را با رسول پيش طغرلبك فرستاذ برى و پيغامهاى خوب داذ ، و هبة اللّه را كه سمت اختصاص و صفت اخلاص داشت فرموذ كه نزديك او باشذ تا او را به بغداذ آرذ و بغداذ را تشريف حضور او حاصل كنذ كه فرصت وصال چون زمان خيال گذرنده است ، هبة اللّه مدّت سه سال آنجا بماند به حكم آنك طغرلبك را از ناحيتها و گرفتن ولايتها فراغت بغداذ نبوذ ، و در سنهء سبع و ثلثين « 4 » و اربع ماية امير المؤمنين بفرموذ تا بر منابر بغداذ بنام طغرلبك خطبه كردند « 5 » و نام او بر سكّه نقش كردند و القاب بگفتند السّلطان ركن الدّولة ابو طالب طغرلبك محمّد بن ميكائيل يمين امير المؤمنين ، مثل : من شرف ذاته كثر حسناته « 6 » ، ذات نيك حسنات افزايذ ، و بعد از نام او نام و القاب ملك رحيم ابو نصر بن ابى الهيجا « 7 » سلطان الدّولة ، و هم درين سال « 8 » ماه رمضان طغرلبك ببغداذ رفت و امير المؤمنين او را بسيار نثارها و نزلها فرستاذ ، و ملك رحيم « 9 » بنهروان آمذ باستقبال ، او را بگرفت و بند كرد و بطبرك رى فرستاذ « 10 » مثل : من عفا عمّن يستوجب العقوبة كان
هامش
( 1 ) مطلع قصيدهايست از متنبىّ ( ديوان طبع برلن ص 511 )
( 2 ) ن ا : رضايى
( 3 ) ز ن : ابو محمّد هبة اللّه بن محمّد بن الحسن بن المأمون ، تگ ( ص 354 ) : قاضى عبد اللّه هاشمى
( 4 ) سهويست و بايد « اربعين » باشد چنان كه عنقريب در ما بعد واضح خواهد شد
( 5 ) ر ك به ا آ ج 9 ص 419 ، تگ ص 437
( 6 ) فقf . 23 b( 7 ) ا آ : ابى كاليجار
( 8 ) يعنى سال 447 چنان كه از زن ( ص 10 ) و ا آ ( ج 9 ص 418 - 419 ) معلوم مىشود ، پس ر ك به ح 4
( 9 ) در حاشيه افزوده : نبيرهء عضد اللّه [ ظ - الدّولة ] الدّيلمى از آل بويه
( 10 ) ر ك براى شرح كيفيّت آن به ا آ ج 9 ص 420 - 421 ، ملك رحيم همانجا وفات يافت در سنهء 450