تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
دين جويذ سلاطين منقاد او شوند و هركه دين فداى ملك كنذ هركس بذو طمع كنذ ، و اين نوشته بر دست معتمد ابو اسحق الفقّاعى « 1 » بفرستاذند ، و در آن وقت وزير و پيشكار و دستور و كارگزار سالار بوژكان بوذ « 2 » چون اين نامه روانه شذ ولايت قسمت كردند و هريكى از مقدّمان به طرفى نامزذ شذ ، چغرى بك كه براذر مهتر بوذ مرو را دار الملك ساخت و خوراسان بيشتر خاص كرد و موسى يبغو كلان بولايت بست و هراة و سيستان و نواحى آن چندانك توانذ گشوذ نامزذ شذ و قاورد پسر مهين چغرى بك بولايت طبسين و نواحى كرمان و طغرلبك بسوى عراق آمذه و ابراهيم ينال « 3 » كه براذرش بوذ از ماذر و پسر براذر امير ياقوتى « 4 » [ بن چغرى بك داود ] و پسر عمّش قتلمش [ بن اسرائيل ] در خدمت او بوذند چون رى مستخلص كرد [ و ] آنجا دار الملك ساخت ابراهيم ينال را بهمذان فرستاذ و امير ياقوتى را بابهر و زنگان و نواحى آذربيجان و قتلمش را بولايت گرگان و دامغان فرستاذ « 5 » حكمت : اىّ ملك احسن الى كفاته و اعوانه استظهر بملكه و سلطانه « 6 » ، هر ملك كه نيكى كنذ با دانايان و اعوان لشكرش مستظهر شوذ بملك و سلطنت كشورش ، و الب ارسلان محمّد بن چغرى بك داود براذرزادهء او در خدمت بوذ و در
هامش
( 1 ) زن ص 8 ( 2 ) تگ ص 437 ( 3 ) اين نام در كتب تواريخ شكلهاء مختلف دارد چنان كه نبال و بنال و نيال و ينال و ينّال و اينال ، و از گفتهء پروفسور هوتسما معلوم مىشود كه اين اخير يعنى « اينال » صحيح است ( ر ك به زن ص 8( note cو معنى آن در تركى « سردار قبيله » ( 4 ) ياقوتى حقيقة برادرزادهء طغرلبك بود ولى ابن الاثير در يك جاى ( ج 9 ص 432 ) او را برادر طغرلبك گفته است و در جاى ديگر ( ج 9 ص 444 ) برادرزادهء او ، و ازين عجب‌تر سهويست در زن ( ص 13 ) كه ميگويد « اخوه [ يعنى اخو طغرلبك ] ياقوتى بن داود » يعنى هم برادر و هم برادرزاده در آن واحد ( 5 ) ر ك براى تفصيل اين تقسيم ولايت به زن ص 8 و تگ ص 437 و ترجمهء طبقات ناصرى ص 132 باختلافهاى يسير ، زت درين باب با ز ن بكلّى اتّفاق دارد و بعد مىگويد « و كلّ ذلك فى سنة 430 » ( 6 ) فقf . 21 a