تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
دولتشاه گويد ( ص 129 چاپ اين‌جانب ) : « ديوان شيخ نظامى ، وراى خمسه ، قريب بيست هزار بيت باشد و غزليات مطبوع و موشحات و شعر مصنوع بسيار دارد . » و باخر ( ص 7 ) بيتى را از ليلى و مجنون نقل مىكند كه نشان مىدهد شاعر ديوانش را در همان ايامى كه اين شعر را مىنوشته تنظيم كرده است ، يعنى در 584 ق ( - 1188 - 89 م ) ؛ از سوى ديگر ، عوفى ( ج 2 ، ص 397 ) گويد : « جز اين مثنويات ، از وى شعر كم روايت كرده‌اند . در نيشابور از بزرگى شنيدم كه از وى نقل كرد » . و پس از آن سه غزل كوتاه ، هريك شامل پنج بيت نقل مىكند كه سومى در رثاى پسرش است . دولتشاه ( ص 129 - 130 ) غزل ديگرى در هشت بيت نقل مىكند كه در پايان آن تخلص نظامى ذكر شده ، ولى بايد يادآور شد كه چندين شاعر بدين نام وجود داشته‌اند و كاملا امكان داشته كه اين تذكره نويس بىدقت آنان را با شاعر مورد بحث ، اشتباه كند . اگر واقعا چنين ديوانى وجود داشته ، به نظر مىرسد كه مدتها پيش ناپديد و فراموش شده است . همهء نقادان ايرانى و غير ايرانى مقام نظامى را به عنوان شاعرى اصيل و فياض ، با نبوغى نادر و گرانمايه پذيرفته‌اند ، از جمله عوفى ، قزوينى ، دولتشاه و لطفعلى بيك در ميان تذكره نويسان ؛ سعدى ، حافظ ، جامى و عصمت در ميان شعرا . « * » و اگر نبوغ او در ميان شعراى ايران كمتر رقيب داشته ، شخصيتش حتى از آن هم كميابتر بوده است . او زاهدى متقى بوده ، استثنائا عارى از خرافه پرستى و تعصب ، خوددار و مستقل ، هوشمند و عارى از خودنمايى ؛ پدر و شوهرى مهربان و سخت بيزار از شراب « * * » كه علىرغم حرمتش سخت در ميان شعراى ايرانى و مخصوصا شعراى صوفى به عنوان يك منبع الهام مصنوعى رايج بوده است . كوتاه سخن آنكه ، او را بايد تركيبى دانست از يك نبوغ عالى و شخصيت معصوم ، در حدى كه با هيچكدام از شعراى ايرانى
هامش
( * ) نگاه كنيد به باخر ، همانجا ، ص 57 - 58 ( * * ) نگاه كنيد به اين اظهار صريح در اسكندر نامه ( باخر ، همانجا ، ص 38 ) كه در آن جدا سوگند مىخورد كه در همه عمر لب به شراب نيالوده است .