تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
زيسته باشد . او همچنين به مرگ يكى از خالانش اشاره مىكند كه به عقيدهء باخر ، به احتمال زياد پس از مرگ پدر سرپرستى نظامى را بر عهده گرفته بوده است . برادر او به نام قوامى مطرزى در شاعرى شهرت چشمگيرى يافت ( كه يك نسخهء خطى قديمى متعلق به قرن هشتم ( - چهاردهم ) از اشعار او را موزهء بريتا بدست آورده است 6464 . 3
O
) و سراينده‌ييست كه تمام صنايع بديع فارسى را توصيف مىكند و در فصل اول اين كتاب نقل شده است . همچنين از قطعات مختلف آثار نظامى معلوم مى - شود كه نظامى سه بار ازدواج كرده است و پسرى به نام محمد داشته كه بايستى در حدود 570 ق ( - 1174 - 75 م . ) متولد شده باشد ، چون موقعى كه ليلى و مجنون نوشته مىشده چهارده سال داشته است . دولتشاه ( ص 129 چاپ اين‌جانب ) گويد كه نظامى از مريدان شيخ اخو فرج زنجانى بود ، كه باخر نام او را به صورت شيخ اخو فرخ ريحانى آورده است . بجز موارد فوق دربارهء زندگى نظامى ، مطالب ناچيزى مىدانيم ، مگر اينكه ، همچنانكه باخر اشاره مىكند ( ص 14 - 15 ) او از هدف و وظيفهء شاعرى تصورى بسيار بالاتر از تصورات شعراى بيشمار مداح و دربارى از نوع انورى داشته است ، نيز همچنان كه شواهد رسمى و ضمنى نشان مىدهد ، او از مداحى بيزار بود و از دربارها دورى مىجست ، با اين حال به رسم مرسوم عصر خويش سخت چسبيده و اشعارش را به حكام معاصر تقديم كرده است . مثلا مخزن الاسرار به ايلدگز اتابك آذربايجان تقديم شده ، خسرو و شيرين به دو پسر و جانشينانش محمد و قزل ارسلان « * » و نيز به طغرل بن ارسلان آخرين فرمانرواى سلجوقى ايران ؛ ليلى و مجنون به اختسان منوچهر شاه شروان كه قبلا او را به عنوان حامى خاقانى ملاحظه كرده‌ايم ؛ اسكندر نامه به عز الدين مسعود اول اتابك موصل ، و در تحرير بعدى به نصرة الدين ابو بكر بيش كين كه در 587 ق ( - 1191 م ) جانشين عمش قزل ارسلان اتابك آذربايجان شد ؛ و هفت پيكر را نيز به همان نصرة الدين تقديم كرده است .
هامش
( * ) او به خاطر آثارش قريهء حمدونيان را به عنوان مدد معاش از قزل ارسلان بدست آورد . نگاه كنيد به تذكرهء دولتشاه ، ص 129 چاپ اين‌جانب ؛ و باخر ، همان كتاب . ص 27 و ص 11 متن .