تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
شد . در ميان ادبايى كه خاقانى با ايشان مكاتبه داشت ، علاوه بر كسانى كه قبلا نامشان ذكر شد ، حكيم افضل الدين ساوى و اثير الدين اخسيكتى شاعر بودند . شعراى ديگرى كه ذكر مىكند ، و عموما در مورد تفضيل خويش برايشانست ، عبارتند از معزى ( ص 702 ) ، جاحظ ( همانجا ، ولى در متن چاپ سنگى به غلط حافظ خوانده مىشود و اين اشتباه فاحش تاريخى را در يك حاشيه‌نويسى نيز تكرار مىكند كه از اختصاصات نقد هنديست . ) ، ابو رشيد و عبدك شروانى ( ص 703 ) ، قطران تبريزى ( ص 759 ) ، سنايى غزنوى ( ص 795 ) ، عنصرى و رودكى ( ص 799 ) . خاقانى نيز مانند انورى در اصل قصيده سراست و به خاطر اين نوع شعر است كه نامش باقى ماند ، با اين حال او ديوان كاملى دارد از غزليات ، تعداد زيادى رباعى و مثنوى سابق الذكر ، يعنى تحفة العراقين ؛ بعلاوه برخى اشعار عربى . سبك او مغلق ، بىنهايت مصنوع و حتى فضل فروشانه است . مقايسه‌يى كه فون هامر
Von Hammer
ميان او و پيندار
Pindar
كرده است ، توسط خانيكوف در ص 61 - 64 يادداشتش بطور كاملى مورد بحث و نقد قرار گرفته است . اشعار خاقانى بسيار است و در چاپ سنگى لكهنو 1582 صفحه بزرگ را دربر گرفته . در قصيدهء شگفت انگيزى كه به وسيلهء خانيكوف منتشر شده ( يادداشت ، ص 71 - 80 ، كليات ص 271 - 278 ) خاقانى تمام معلومات خود را دربارهء شعاير دين مسيحى بيان مىكند ، حتى پيشنهاد مىكند ( هرچند بعدا استغفار مىورزد ) به خدمت امپراطور بيزانس رود ، به كيش مسيحى درآيد و حتى اگر قيصر بخواهد « آيين زرتشت نو كند » .

نظامى گنجوى

اكنون اجازه بدهيد به نظامى گنجوى ، سومين شاعر بزرگ اين عصر بپردازيم كه استاد مثنوى روايى
Romantic
شناخته شده و نفوذ و محبوبيتش در تركيه نيز مانند ايران تا به امروز در زمينهء خودش رقابت ناپذير مانده است . راجع به او نيز ما تك نگارى دقيق و محققانه‌يى از دكتر ويلهلم باخر
Wilhelm Bacher
داريم كه در 1871 در ليبزيگ چاپ شده است ؛ به نام :