تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
و به اسارت به اصفهان آورد . در آنجا برادر كهترش محمود او را بگرمى استقبال كرد و اونروبلكا بركيارق را در كوشك ميدان زندانى كرد و برآن شد تا با كور كردن وى ، از آرزوى باز يافتن تاج و تخت محرومش سازد .

سلطنت بركيارق بن ملكشاه

از بخت بلند بركيارق ، پيش از آنكه اين قصد ستمگرانه جامهء عمل پوشد ، محمود بيمارى آبله گرفت و به يك هفته درگذشت . ازينرو اميران بار ديگر بركيارق را بر تخت سلطنت نشاندند و فقدان تركان خاتون كه در پاييز سال 487 ق ( - 1094 م ) درگذشته بود ، بىگمان سبب تسهيل كارها شد . بركيارق نيز به نوبهء خود در معرض مرضى قرار گرفت كه موجب مرگ برادرش شده بود ، ولى از آن جان بدر برد ؛ و سال بعد عمش تتش را شكست داد و از ميان برداشت و عم سركش ديگرش ارسلان ارغون به دست يكى از كسانش در مرو كشته شد ؛ و بر كيارق خود نيز از يك چنين حادثه‌يى كه به دست يكى از ملاحدهء الموت صورت گرفت بدشوارى جان بدر برد . اندكى پس از آن ، بركيارق پس از نشاندن برادرش سنجر به امارت خراسان ، به عراق بازگشت ( 490 ق - 1096 م ) . ولى در سال 493 ق ( - 1099 م ) با شورش برادرش محمد مواجه شد ، كه قدرت وى را سخت به مخاطره افكند . محمد از يارى مؤيد الملك - لايقترين فرزند نظام الملك فقيد - برخوردار بود . بركيارق با راندن مؤيد الملك از خدمت خويش او را به دشمنى آشتى ناپذير تبديل كرده بود . اين جنگ عجيب با فترتهاى كوتاه و شكست‌ها و پيروزيهاى طرفين تا سال 497 ق ( - 1103 - 4 م ) دوام يافت ، و پنج جنگ بزرگ رخ داد ، تا آنكه يك يا دو سال پيش از مرگ بركيارق متاركه شد . در اين مدت كارهاى مدهش و ننگين بسيار انجام گرفت . زبيده مادر بركيارق به دست محمد زندانى و در چهل و سه سالگى خفه شد ( 493 ق - 1099 ) . مجد الملك قمى كه به عنوان وزير اعظم بركيارق جانشين مؤيد الملك شده بود ، از سوى سپاهيان شورشى به هوادارى مذهب ملاحده متهم شد و علىرغم ميل سلطان به نجات وى ، به دست شورشيان قطعه‌قطعه شد . مؤيد الملك را به زندان افكندند و به فرمان بركيارق با بىرحمى