تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
سر از تن جدا كردند . سرانجام در سال 497 ق ( - 1103 - 4 م ) ميان دو برادر صلح افتاد . ولى در پايان اين سال بركيارق بيمار شد و در بيست و پنج سالگى در بروجرد درگذشت .

سلطنت ملكشاه دوم پسر بركيارق

بركيارق پيش از مرگ ، فرزند خردسالش ملكشاه دوم را به جانشينى خويش نامزد كرده بود ، كودكى كه كمتر از پنج سال داشت و چند هفته ، يا ماهى بيش بر تخت نماند ، تا آنكه خلع شد و پس از رفتار ظالمانهء روزگار ، از نور ديده محروم گشت .

سلطنت محمد بن ملكشاه

محمد بن ملكشاه ملقب به غياث الدين ، كه اينك عملا فرمانرواى بلامنازع ممالك امپراطورى سلجوقى ايران شده بود ، بيش از سيزده سال سلطنت كرد ( 499 - 512 ق - 1105 - 18 م ) و در خلال اين مدت تمام هم خود را مصروف جلوگيرى از قدرت روزافزون ملاحده كرد ، و ما به زودى دربارهء گسترش اين فرقه در آن ايام گفتگو خواهيم كرد . رويهمرفته سلطنت او بدون حادثه گذشت ، مگر جنگ پيروزمندانه‌اش بر ضد امير بزرگ عرب صدقة بن مزيد امير حله و معروف به « ملك عرب » در سال 502 ق ( - 1108 م ) . نظامى عروضى سمرقندى در مقالهء نجوم و منجمين حكايت غريبى دراين‌باره آورده است . « * »

سلطنت محمود بن محمد بن ملكشاه

محمد جانشينى خود را به پسرش محمود واگذاشت ، كه پسركى چهارده ساله بود و پس از مدت كوتاهى حكومت بد ، در سال 513 ق ( - 1119 م ) از روى ابلهى با عم خود سنجر فرمانرواى نيرومند خراسان در ساوه به جنگ پرداخت « * * » . شكستى
هامش
( * ) نگاه كنيد به حكايت بيست و نهم چهار مقاله ، صفحات 102 - 4 ترجمهء انگليسى ؛ و نيز مجلهء انجمن سلطنتى آسيايى 1902 ، ص 605 . ( * * ) نگاه كنيد به صفحات 121 - 24 تاريخ البندارى . چاپ هوتسما ، كه در آن مجملى از قبايح اعمال وى را در دوران كوتاه سلطنتش برشمرده است .