او همچنين احمد خان امير سمرقند را كه در سال 525 ق ( - 1130 م ) به هنگام مرگ بر كيارق سر به شورش برداشته و بر خوارزم و سيستان دست يافته بود ، اسير كرد .
رقباى سلجوقيان
بااينهمه ، قدرت سلجوقيان هرگز از لحاظ سياسى به پايهء روزگار آلب ارسلان و ملكشاه نرسيد ؛ زيرا صرفنظر از جنگهاى برادركشى ، كه نشانهء آغاز اين دوران بود ، مصائبى كه حملهء غز موجب شد و نتايجى كه به بارآورد ، و شورش اميران سركش كه واقعهيى مستمر بود ، حتى در ايران دو يا سه قدرت رقيب آمادهء معارضه با سلطهء سلجوقيان بزرگ بودند . مهمترين اينان كه نيروى روز افزونشان ضربهء كارى را بر سلسلهء غزنويان زد ، ملوك جبال غور بودند . و نيز سلسلهء جديد خوارزمشاهيان يا اميران خيوه ، كه با جلوس اتسز در سال 521 ق ( - 1127 م ) به رقيب نيرومندى براى سلجوقيان تبديل شد ، همچنانكه سلجوقيان مستقل كرمان ، جنوب باخترى ايران را به زير نگين خويش آوردند . با اين حال ، فرقهء اسمعيليه يا ملاحدهء الموت به سبب حاضر الوقت بودنشان خطرناكتر از همه بودند و علىرغم اقدامات ممانعتى سخت و بسيار ، پيروزيهاشان در كشتار و دهشتى كه بنيان نهاده بودند ، همچنان ادامه يافت و بالا گرفت و نه تنها در ايران ، بلكه در شام نيز به نيروى سهمگينى تبديل شدند .
سيماى ادبيات و دانش اين عصر
اين عصر ، در دانش و ادب ، درخشانتر از هر عصرى در گذشته و آينده بود . شمارهء نويسندگان نظم و نثر فارسى سخت فزونى گرفت ، همچنانكه تأليف كتابهاى عربى مهم نيز در ايران ادامه يافت .
در دوران پادشاهى سنجر ، شيخ فريد الدين عطار ( 514 ق - 1120 م ) و نظامى گنجوى ( 535 ق - 1140 م ) شاعران بزرگ ايرانىزاده شدند . عمر خيام ( 515 ق - 1121 - 22 م ) ، ازرقى ( 525 ق - 1130 م ) ، مسعود سعد ( 526 ق - 1131 م ) ، اديب