تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
كه متحمل شد ، محبوبيت او را از آن هم كه بود كمتر ساخت . زيرا سنجر به شفاعت مادرش ، برادر زادهء مغلوب را به مهربانى پذيرفت ، از سر گناه احمقانه‌اش درگذشت ، و او را به حكومت عراق برنشاند « * » كه چهارده سال دوام يافت ؛ و دختر خود ماه ملك خاتون را نيز به عقد وى درآورد . اين دختر به زودى درگذشت و گويند سنجر كه او را صميمانه دوست داشت تا زمانى سخت غمگين بود و تسلى نمىيافت ؛ و ظاهرا از عمعق بخارايى شاعر سالخورده خواستار شد تا مرثيهء كوتاهى در مرگ او بسرايد « * * » .

پادشاهى سنجر

در 26 جمادى الاول سال 513 ق ( - 4 سپتامبر 1119 م ) سلطنت سنجر رسما در بغداد اعلام شد . همچنانكه پيش از اين يادآور شديم ، او پيش از آن 24 سال با استقلال تمام بر خراسان فرمان رانده بود . دوران سلطنت سنجر ، علىرغم ابرهاى تيره‌يى كه بر آخرين روزهاى زندگيش سايه افكند ، در مجموع درخشان و مسعود بود . و نام انورى ، معزى ، اديب صابر ، و شاعران نامدار ديگر اين عصر با نام وى و دربارش پيوند يافته است . او در 479 ق ( - 1086 - 87 م ) « * * * » در سنجار ( كه بدان نيز ناميده شد « * * * * » ) از شهرهاى آسياى صغير ، زاده شد و در 551 يا 552 ق ( - 1156 يا 57 م ) در سن 72 سال قمرى درگذشت ، درحالى كه به گفتهء راوندى او را « مدت پادشاهى 61 سال ، 20 سال ملك خراسان و 41 سال سلطنت جهان بود » ؛ يعنى پادشاهى بر همهء قلمرو امپراطورى
هامش
( * ) نگاه كنيد به تذكرهء دولتشاه ، صفحه 130 از چاپ اين‌جانب ، كه در آن شرحى احتمالا خيالى از اين حادثه در تاريخى چهارده سال پيش از اين داده شده است . ( * * ) نگاه كنيد به مرجع بالا ، صفحهء 65 ، سطرهاى 1 - 4 . ( * * * ) چنين است در ابن اثير و راحة الصدور . نگاه كنيد به مجلهء انجمن سلطنتى آسيايى ، 1902 ، ص 856 ؛ بندارى ( چاپ هوتسما ، ص 255 ) تاريخ متقدمى را مىدهد كه برابر است با 21 رجب 471 ق ( - 1 فوريه 1079 م . ) ( * * * * ) درست‌تر گفته باشيم ، او نامى تركى را گرفته بود كه به نام زادگاهش شباهت بسيار داشت . سنجر در تركى به معنى نوعى باز يا مرغ شكارى ديگر است . نام جانوران به صورت اسمهاى خاص در ميان سلجوقيان و ديگر تركان بسيار معمول بود ، مانند ارسلان ( شير ) طغرل ( شاهين ) و غيره .
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 7 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار