تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
مرگ پدر در زادگاهش اصفهان به سر مىبرد . تركان خاتون ، مادر زيرك و جاه‌طلب محمود ، كه با پسرش در بغداد اقامت داشت ، موقعيت و مقام خودش را براى نشاندن وى بر تخت سلطنت به كار انداخت . نخست ، خليفه المقتدى به سبب خردسالى محمود با سلطنت وى موافق نبود ، ولى گفته‌اند كه نفوذ ماه ملك خواهر ملكشاه بر امير جعفر پسر خليفه از راه رشوه و تملق ، سرانجام تركان خاتون را به مقصود رساند . تركان خاتون همين كه از آن كار فراغت يافت ، امير بوغارا براى گرفتن بركيارق بشتاب روانهء اصفهان كرد ( كه او در يك هفته خود را از بغداد به اصفهان رساند ) ، ولى گروهى از فرزندان نظام الملك ، بركيارق را در تاريكى شب به ساوه و از آنجا به آبه‌ورى بردند ، و در آنجا سلطنت او را اعلام كردند . بركيارق هنگام تاجگذارى سيزده سال داشت و تاج بزرگ گوهرين را بر بالاى سرش آويخته بودند ، زيرا هنوز براى تحمل سنگينى چنين بارى ناتوان بود « * » . ابو مسلم حاكم رى ادارهء مراسم تاجگذارى را بر عهده داشت ، و نزديك به بيست هزار سپاهى بر دروازه‌هاى شهر گماشته شده بودند تا از دعوى شاه جوان پشتيبانى كنند . در اين ميان ، تركان خاتون به يارى مشاورانش مجد الملك قمى ، تاج الملك ابو الغنائم ، امير اونروبلكا و ديگر دشمنان و براندازندگان نظام الملك بزرگ ، بر اصفهان دست يافت ، و بركيارق كه عازم آنجا بود در برابر گرفتن 500000 دينار از محاصرهء اصفهان چشم پوشيد و روانهء همدان شد . بااين‌همه ، تركان خاتون دوباره عليه او به توطئه چينى پرداخت و با دادن وعدهء ازدواج به ملك اسمعيل ، خال بركيارق ، او را واداشت كه در كرج به سپاه خواهرزاده‌اش بتازد ( 489 ق - 1093 م ) . ملك اسمعيل شكست خورد و روز عاشوراى سال 487 ق ( - 3 فوريهء 1094 م ) سلطنت بركيارق رسما در بغداد اعلام شد . ولى اندكى پس از آن ، تتش يكى از اعمام وى شورشى عظيم برپا كرد ؛ او را شكست داد
هامش
( * ) نگاه كنيد به سيرهء ابن هشام ، چاپ ووستنفلد ، ص 42 ، و ترجمهء اين فقره در صفحه‌هاى 128 - 129 از تمهيدات بر اين مجلد .