مرسومش ، نياى اوجولا بود ( تحفه ص 189 بيت 9 ) حال آنكه عمش كافى بن عثمان كه شاعر تعليم خود را سخت به دو مديون است حرفهء طبابت داشت . در اوان شباب خواه به علت فقر يا مرگ پدر ، يكباره تحت سرپرستى عمش قرار گرفت ، و او هفت سال « هم دايه و هم معلم » اش بود ، و علاوه بر مبادى علوم ؛ عربى ، طب ، نجوم ، و فلسفه را به دو آموخت ؛ ولى ، اين آموزش ، آنچنانكه درمىيابيم بدون زحمت نبوده است ، چون خويشاوندش با آنكه نيت خير داشت ، به رسم عصر و مملكتش براى تنبيه طفل با عصاى خويش كمتر فرصتى را از دست مىداد . هنگامى كه خاقانى به سن بيست و پنج سالگى رسيد ، عمش در حالى كه هنوز بيش از چهل سال نداشت ، درگذشت و از آن پس آموزش اساسى شاعر پايان گرفت .
ابو العلاى گنجوى
با اين حال ، خاقانى مهارت خود را در سرودن شعر ، مديون معلم ديگرى است ؛ يعنى شاعر سالخورده ابو العلاى گنجوى ، يكى از شعراى دربار منوچهر شروان شاه . ابو العلا در موقع خود شاگردش را به شاه معرفى كرد و به اين شاگرد اجازه داده شد تا تخلصش را از حقايقى به تخلصى شاهانهتر ، يعنى خاقانى تغيير دهد . ابو العلا دخترش را نيز به همسرى خاقانى درآورد ، كه نشانهيى از علاقهء او بود و موجب دلتنگى يكى از شاگردان ديگرش ، يعنى شاعر جوان فلكى شروانى شد ؛ هرچند او سرانجام با گرفتن 000 ، 20 دينار كه به گفتهء ابو العلاء « بهاى دستكم پنجاه كنيز ترك زيباتر » از همسر خاقانى بود ، ساكت شد . با اين حال ، ديرى نگذشت كه ابو العلا بر اثر مشاهدهء نشانههايى از فزونى كبر و نخوت در خاقانى ، از او رنجيد و شعر موهن زير را خطاب به دو گفت :
خاقانيا ، اگرچه سخن نيك دانيا ، * يك نكته گويمت بشنو ، ار توانيا
هجو كسى مكن كه ز تو مه بود به سن * شايد كه او پدر بودت ، تو ندانيا « * »
هامش
( * ) خانيكوف با حسن مناسبتى اين قطعه را با قطعهءTambour - majorهاينه مقايسه مىكند ،به گمانم شايستهتر آنكه * با مرد سالخورده ادب روا دارى
شايد كه او پدر بودت * از سوى مادر