قبلا ديدهايم با حميد الدين مؤلف مقامات ، مناسبات دوستانهيى داشته و نامههاى منظومى مبادله كرده است . ژوكوفسكى نمونههاى زيبايى از اين اشعار را به دست داده ( ص 4 - 37 ) كه شامل اين شعر معروف است :
همى شرم دارم كه پاى ملخ را * سوى بارگاه سليمان فرستم
همى ترسم از ريشخند رياحين * كه خار مغيلان به بستان فرستم
در ميان شاعرانى كه او ديده ، و به گفتهء تاريخ گزيده و هفت اقليم ، مخصوصا تحسين و تقليدشان كرده يكى ابو الفرج رونيست كه از مردم لاهور و مداح سلاطين غزنوى بود و مرگش پيش از 492 ق ( - 1099 م ) اتفاق نيفتاده است . حكام ، امرا و بزرگان كه به كرات انورى نامشان را ذكر كرده ، عبارتند از : سلطان سنجر ، ابو الفتح طاهر بن فخر الملك نوهء نظام الملك ، سلطان طغرل تكين ، عماد الدين فيروز شاه حاكم بلخ ، خواجه جهان مجد الدين ابو الحسن عمرانى ، سيد ابو طالب ، و حميد - الدين فوق الذكر . ژوكوفسكى اين فصل را با اين مطالب پايان بخشيده است : بررسى شيوههاى مختلف شعر انورى آنچنانكه در قصيده ، غزل ، رباعى ، هجا و قطعههاى او ملاحظه مىشود ، منتخبى از اشعارش كه حس تحقير او را از هنر شاعرى نشان مىدهد ، و نقد موزونى كه مجد الدين همگر ، امامى « * » و شاعر ديگرى در پاسخ سئوالى كه از ايشان دربارهء رجحان شعر انورى و ظهير فاريابى شده سرودهاند ؛ و در اينجا بايد گفت كه همه شعر اولى را بر دومى ترجيح دادهاند .
فصل سوم كتاب ژوكوفسكى دربارهء دشوارى شعر انورى بحث مىكند ، و آثارى كه براى فهم آن وجود دارد ، مخصوصا دو شرحى كه بوسيلهء محمد بن داود علوى شاد آبادى ( كه درعين حال اشعار خاقانى را نيز شرح كرده است ) و ابو الحسن فراهانى كه در نيمهء آخر سدهء يازدهم هجرى ( - هفدهم ميلادى ) مىزيسته نوشته شده است .
از شرح اخير كه هم از مآخذ شفاهى و هم كتبى ( كه در آن شصت و هشت اثر
هامش
( * ) متن اين دو شعر را با ترجمهء انگليسى آنها من در ص 60 - 64 چاپ جداگانهء تذكرهء شعراى فارسى از تاريخ گزيده به دست دادهام . مجد الدين تاريخ شعر خود را رجب 674 ق ( - ژانويه 1276 م ) ذكر مىكند .