تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
« اين شعر يكى از زيباترين اشعار زبان فارسيست . احساسات ، بسيار طبيعيست ، نه غريب و فوق العاده ؛ تشبيهات در بسيارى موارد تكان دهنده و واقعيست ؛ تركيب لغات ، با روح و برازنده است و تركيب شعر ، هرچند در همه جا به يكسان فصيح و روان نيست ، به عقيدهء من بحرى كه انتخاب شده ، آرامترين و متينترين نوع مرسوم در شعر فارسيست . » درعين حال ، از لحاظ ترسيم طرح دقيقى از ويرانى رقت‌انگيز سرزمينى كه قبلا يكى از پرشورترين بخشهاى ايران بود به دست تركمنهاى قبيلهء بدوى در اواخر 548 ق ( - آغاز 1154 م ) اين شعر داراى اهميت تاريخى زياديست . اين قبيله كه مراتعش در حوالى ختلان از توابع بلخ قرار داشت ، سالى 000 ، 24 گوسفند به مطبخ سنجر مىفرستاد . حرص و آز خوانسالار سنجر موجب نزاع و مجادله شد . قماج حاكم بلخ از افزايش قدرت و گستاخى غزان به سنجر شكايت كرد و خواست تا به شحنگى ايشان گماشته شود و وعده داد كه به زودى ايشان را به اطاعت آورد و خراجشان را به 000 ، 300 گوسفند افزايش دهد . بااين حال ، قماج نتوانست وعدهء خود را بجا آورد ، چون از ايشان شكست خورد و از قلمروشان بيرون رانده شد و پسرش علاء الدين به قتل رسيد . پس از آن ، بزرگان ، سنجر را واداشتند تا خود به - ميدان آيد و عذرخواهى ، 000 ، 100 دينار غرامت و 1000 غلام ترك را كه اكنون غزان وحشت‌زده تقديم مىكردند ، رد كند . هنگامى كه به خيمه‌گاه ايشان نزديك شد ، همگى همراه با زنان و كودكان خويش التماس كنان بيرون آمدند و درخواست بخشش كردند و هر خانواده هفت من نقره پيش آورد . بار ديگر مؤيد ، سير نقش و عمر عجمى سنجر را از قبول عذرخواهى ايشان بازداشتند . جنگ درگرفت ، و غزان كه اكنون مأيوس شده بودند ، با چنان رشادتى جنگيدند كه سپاه سنجر يكسره تار و مار شد و خودش را اسير كردند و به پايتختش مرو بردند و آن شهر را سه روز تاراج كردند و ساكنان بىنوايش را شكنجه دادند ، تا جاى گنجينه‌هاى نهفتهء خويش را نشان دهند . آنگاه ، پس از آنكه سه برابر تعداد سربازان عنان گسيخته ، اوباش بديشان پيوست ، روانهء نيشابور شدند و در آنجا به مقاومتى برخوردند كه در آن بسيارى از ايشان كشته شدند . غزان در مسجد جامع اين شهر آن‌چنان كشتارى كردند