تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
از شعراى مورد بحث براى خود يك راوى داشت كه وظيفهء خواندن اشعارش را به دو وامىگذاشت . فردوسى ، ابو دلف را به عنوان راوى اشعارش معرفى مىكند . « * » ابو الفرج رونى در شعرى كه ژوكوفسكى نقل كرده گويد :
راوى من خوانده اندر مجلست * شرح فتح مرو و نيشابور را ( ؟ )
همچنانكه مسعود سعد سلمان در شعرى كه به وسيلهء ژوكوفسكى نقل شده ، راوى خود خواجه ابو الفتح را تشويق مىكند .
« تو به آواز جانفراى بديع * عيبهايى كه اندروست ببر »
ابهام بسيارى از اين مدايح بديع و مبالغه آميز چنانست كه براى تفهيم آن نوشتن شروحى لازم مىشود ، و بدون يارى اين شروح خواننده ناچار است بگويد « المعنى فى بطن الشاعر » . ژوكوفسكى مقدمهء خود را با كوششى براى تبيين سه دورهء پيشرفت در شعر فارسى تا زمان سلجوقى پايان مىدهد . اين سه دوره عبارت است از دوران حماسى كه مبيين احساسات ملى ايرانيان در دوران سامانيست و به فردوسى مىانجامد ؛ مدايح بازارى ، كه ناصر خسرو و عمر خيام بر ضد آن قيام كردند ؛ و شعر عرفانى كه مديحه سرايان معزول يا از خواب غفلت برخاسته ( همچون سنايى و نيز انورى در آخر كار به دلايل تجربى ) سرانجام بدان روى آورده‌اند . مواد مربوط به شرح حال انورى بسى كمتر از حد انتظار ماست ، ولى از هشت تذكره‌يى كه شرحشان در ص 369 - 70 گذشت ، با تلفيق اشعار خود شاعر ، ژوكوفسكى در فصل اول كتابش يادداشتى دربارهء شرح حال انورى فراهم كرده است كه در حال حاضر كاملتر از آن در قدرت ما نيست . از ولادت و آغاز زندگى انورى عملا چيزى نمىدانيم . اينكه ، او به گفتهء شرح حال نويسانش دانشجويى ساعى بوده و در علوم عصر خويش دست داشته ، نه تنها از آگاهيهايى كه در اشعار خود ابراز مىكند ، تأييد مىشود ، بلكه از قطعهء بسيار معروفى نيز كه قبلا مذكور شد و مطلعش اين است
هامش
( * ) نگاه كنيد به حماسه سرايى در ايران نولدكه ، ص 24