چه گويند ائمهء دين در آنكه مدعى و مدعى عليه بر حق راضى شوند ، گواهى آيد و به خلاف دعوى مدعى و اقرار مدعى عليه گواهى دهد ، چنين شهادت مسموع باشد يا نه ؟ و اين كاغذ پاره به حرمين فرستادند و امامان حرمين ، محمد جوينى و محمد غزالى و ائمهء بغداد و شام جمله جواب نبشتند كه : « چنين گواهى بشرع مسموع نيست » تا پيش او آوردند ؛ در كاغذ نگريد و روى به مرد كرد و گفت :
اى بدبخت ، چندين سعى نامشكور بر تو و بال باشد . و بفرمود كه او را باز دارند و قضاة و ائمه جمع آمدند گفت : اين فتوى ملاحده نبشتند و اين مدعى و مدعى عليه جهود و ترسااند و اين گواه رسول ما صلوات اللّه عليه را مىخوانند كه قرآن مجيد شاهد است :
( و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم ) « * » ملحد را باز پرسيدند . اقرار كرد كه : يكى سال است تا مرا به جهان به طلب اين استفتا مىدوانند . عوام آمل او را سنگسار كردند و فخر الاسلام فتوى فرمود بسبى در ذرارى ايشان ، تا ملاحده بفرستادند و بغدر بر در مقصوره جامع آمل بدين حد كه مناره است به زخم كارد آن امام سعيد را شهيد گردانيدند و هنوز آن كارد به مدرسه به خانهء ايشان نهاده و من بنوبتها ديدهام . »
قصد ملاحده اين بود كه پيشوايان سنى مسلمان را با ايجاد تناقض ميان قوانين و دينشان مسخره كنند . مسيحيان كه در مقام مدعى هستند ، يهوديان را كه در مقام مدعى عليهانند به مصلوب كردن عيسى متهم مىكنند . يهوديان اين را تصديق مىكنند و بنابراين به كيفيت امر مقرند و حاضرند كه نتايج آن را متحمل شوند . در اينجا حضرت محمد با پيروى از فرق گنوسى ، اين امر را رد مىكند كه مسيح واقعا به دست يهوديان مصلوب شده ؛ و بنابراين « گواهى آيد و به خلاف دعوى مدعى و اقرار مدعى عليه گواهى دهد . » ولى گرچه مسلمانان فتواى او را در اين مورد مانند همهء موارد ديگر مى - پذيرند ، بنابر رأى روحانيان و فقهاى بزرگشان مجوزى براى اين كار ندارند .
سرعت رويانى در كشف حيلهء ملاحده ، آنان را لختى مشوش ساخت ؛ و سرانجام به مرگ خود او منجر شد .
حريرى
دربارهء سبك مصنوع و مبتكر انشايى كه مقامات را مشخص مىكند ، خواه مانند
هامش
( * ) قرآن ، سوره 6 ، آيه 156