و مراجع ضرورى بدان زبان تأليف شد . با اين حال چند كلمه دربارهء مؤلفان فوق - الذكر مىتوان اضافه كرد . اين كار را از كسى آغاز مىكنيم كه چون در 468 ق ( - 1075 م ) در گذشته است ، مىبايست در فصلى قبل از اين ذكر شود ، ولى بر اثر غفلت فراموش شده . منظورم باخرزيست .
باخرزى
ابو القاسم على بن حسن بن ابى طيب باخرزى هم به عنوان تذكرة الشعرا نويس مورد توجه است ، هم به عنوان شاعر . در سمت اخير ، در ج 1 لباب الالباب عوفى ( ص 68 - 71 چاپ اينجانب ) به تفصيل از او ياد شده است . در سمت قبلى او اثرى را كه به وسيلهء ثعالبى در يتيمة الدهر آغاز شده بود ، اقامه داده است و اثر بسيار جامعى نوشته بنام دمية القصر ، كه شامل ذكر 225 شاعر كموبيش معروف معاصر و 20 تن از اهل ادب است ، كه شعرى از آنان ثبت نشده است « * » ، بااين حال متأسفانه توجه خود را به عربى نويسان معطوف داشته و از شاعران پارسىگوى يكباره چشم پوشيده و به اين ترتيب ما را از امكان داشتن اطلاعات گرانبها و موثق محروم ساخته است .
اشعار خود او قسمتى به عربى و بخشى به فارسيست ؛ همچنانكهء عوفى متذكر مىشود :
« در هردو قلم در عالم علم گشته و به هردو زبان از فضلاى زمان قصب سبق در ربوده » .
باخرزى در جوانى يكى از كاتبان سلطان طغرل سلجوقى بود ؛ ولى بعدها به ادبيات پرداخت و از آن مقام چشم پوشيد و زندگى شادمانه و ظاهرا هرزهيى را با مرگى فجيع به آخر رساند ، كه همچنانكه مىتوان دريافت نتيجهء ميگسارى بود .
به گفتهء عوفى ( ص 70 ) و رضا قلى خان ( مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 343 - 4 ) در كنار ديگر اشعارش ، اثرى دارد به نام طرب نامه ، شامل رباعيات فارسى كه به ترتيب حروف الفبا مرتب شده است .
هامش
( * ) اين اثر مهم بدبختانه چاپ نشده است . دو نسخه خطى از آن در موزهء بريتانيا موجود است (Add . 22 , 3749 Add . 994)