هردو نظامى معربدند و سبك ، مجلسها را به عربده برهم شورند و به زبان آرند . ملك بر سبيل طيبت گفت : « باش تا اين را ببينى كه پنج قدح سيكى بخورد و مجلس را برهم زند . اما از اين هر سه نظامى شاعرتر كيست ؟ » امير عميد گفت من آن دو را ديدهام و به حق المعرفه شناسم ، اما اين را نديدهام و شعر او نشنيدهام ، اگر در اين معنى كه برفت دو بيت بگويد ، و من طبع او را ببينم و شعر او بشنوم بگويم كه كدام بهتر است از اين هر سه . » ملك روى سوى من كرد و گفت « هان اى نظامى ، تا ما را خجل نكنى ؛ و چون گويى چنان گوى كه امير عميد خواهد . » اندر آن وقت مرا در خدمت پادشاه طبعى بود فياض و خاطرى وهاج و اكرام و انعام آن پادشاه مرا بدانجا رسانده بود كه بديههء من رؤيت گشته بود .
قلم برگرفتم و تا دو بار دور درگذشت اين پنج بيت بگفتم :
در جهان سه نظامييم اى شاه * كه جهانى ز ما به افغانند
من به ورساد پيش تخت شهم * وان دو در مرو پيش سلطانند
به حقيقت كه در سخن امروز * هريكى مفخر خراسانند
گرچه همچون روان سخن گويند * ورچه همچون خرد سخن رانند
من شرابم كه شان چو دريابم * هردو از كار خود فرو مانند
چون اين بيتها عرض كردم ، امير عميد صفى الدين خدمت كرد و گفت : اى پادشاه ، نظاميان را بگذار من از جملهء شعراى ماوراء النهر و خراسان و عراق هيچكس را طبع آن نشناسم كه بر ارتجال چنين پنج بيت تواند گفت ، خاصه بدين متانت و جزالت و عذوبت ، مقرون به الفاظ عذب و مشحون به معانى بكر . شاد باش اى نظامى ، ترا بر بسيط زمين نظير نيست . اى خداوند پادشاه ، طبعى لطيف دارد و خاطرى قوى و فضلى تمام و اقبال پادشاه وقت و همت او رفعهم اللّه در افزوده است ، نادرهاى گردد و از اين هم زيادت شود كه جوان است و روزافزون . روى پادشاه خداوند عظيم برافروخت و بشاشتى در طبع لطيف او پديد آمد ؛ مرا تحسين كرد و گفت : كان سرب ورساد از اين عيد تا به عيد گوسفند كشان به تو دادم ، عاملى بفرست . چنين كردم و اسحاق يهودى را بفرستادم . در صميم تابستان بود و وقت كار ، و گوهر بسيار مىگداختند . در مدت هفتاد روز دوازده هزار من سرب از آن خمس بدين دعاگوى رسيد « * » و اعتقاد پادشاه در حق من بنده يكى هزار شد ، ايزد تبارك و تعالى خاك عزيز او را به شمع رضا پر نور كناد و جان شريف او به جمع غنا مسرور ، بمنه و كرمه . »
از اظهارات شاعر چنين برمىآيد كه متواضع نبوده است ؛ بلكه خوشنودى صريحى
هامش
( * ) يعنى از اول شوال تا دهم ذيحجه يا دو ماه و ده روز . مىتوان ملاحظه كرد كه امتياز بهره - بردارى معادن آنچنانكه ممكنست برخى تصور كنند ، امر چندان تازهيى نيست .