تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
نام او بنا به اظهار خودش ( چهار مقاله ، ص 10 ترجمهء اين‌جانب ) احمد بن عمر بن على ، و لقبش نجم الدين بود ؛ ولى هميشه با تخلصش نظامى شناخته مىشود ، با اين حال ، حتى در ميان معاصرانش ، همچنانكه به زودى معلوم خواهد شد ، نظاميهاى ديگرى معروفتر از او بودند - صرفنظر از همنام بزرگ بعدى او نظامى گنجوى ، كه نظامى عديم النظير ادبيات فارسيست - ازينرو ، شاعرى كه اينك با او سروكار داريم ، هميشه نظامى عروضى سمرقندى ناميده مىشود . شعرهاى اندكى از او به دست ما رسيده : دولتشاه ( ص 60 - 61 چاپ اين‌جانب ) تنها يك بيت از ويس و رامين او را نقل مىكند كه متأسفانه ظاهرا از آثار او نيست . عوفى كه دو صفحه را به او اختصاص داده است ( ج 2 ، ص 207 - 208 ) پنج قطعه از او مىآورد كه همه‌شان مناسب خوانيست ، و اغلب از نوع شخصى و توهين آميز ، كه ذكرشان گذشت . او اضافه مىكند كه نظامى عروضى مؤلف چندين مثنوى است كه حتى نامشان باقى نمانده است . تمام آنچه راجع به او مىدانيم ، چيزهاييست كه خود در چهار مقاله اظهار مىكند ، كه از آن ميان مىتوان تاريخهاى زير را دربارهء مشاغل او تعيين كرد . در 504 ق ( - 1110 - 11 م ) در سمرقند بوده و حكاياتى دربارهء رودكى شاعر پيشين شنيده است ؛ در 506 ق ( - 1112 - 13 م ) در نيشابور صحبت عمر خيام منجم و شاعر را درك كرده است ؛ سه سال بعد در هرات ( 510 ق - 1116 - 17 م ) بار ديگر در نيشابور ، و نيز در طوس بوده و در آنجا حكاياتى راجع به فردوسى بزرگ گردآورده و قبرش را زيارت كرده است . ظاهرا مقارن همين ايام ، او موفق مىشود با تشويق و مساعدت معزى ملك الشعراى سنجر مورد توجه شاه قرار گيرد و از آن تاريخ اقبال و آوازهء او روى در تزايد نهاد . در 512 و 530 ق ( - 1118 - 19 م و 1135 - 36 م ) او را دوباره در نيشابور مىيابيم ؛ و در سنهء اخير بود كه به زيارت مقبرهء خيام شتافت ، كه من غير مستقيم موجب اشتغال خاطر اعضاى « محفل عمر خيام » را فراهم آورده است ، زيرا آنان كه چهار مقاله نخوانده‌اند گل سرخ را چنان ستايش مىكنند كه درختان سيب و امرود بدان مستحق‌ترند . در در 547 ق ( - 1152 - 53 م ) پس از شكست سپاه غور از سنجر سلجوقى در هرات مخفى شده بود . چهار مقالهء او در اثناى نه سال بعدى نوشته شده است ، زيرا آن را به حسين
تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 38 | ادوارد براون / فتح الله مجتبائى / غلام حسين صدرى افشار