جنگ با ختا و تصرف مرو بدست اتسز در 536 ق ( - 1141 - 42 م ) نامهء مفصلى به زبان عربى از وطواط به حكيم حسن قطان نامى درج شده است . او ظاهرا شاعر را به تصاحب برخى كتابهاى گمشدهء خود در مرو متهم ساخته بود . شاعر در اين نامه در برابر اتهامى كه آن را كاملا زشت مىداند شديدا از خود دفاع مىكند ؛ زيرا همچنانكه مىگويد هزاران نسخهء زيبا و كتاب كمياب به كتابخانههاى عمومى اهدا كرده است « تا مسلمانان از آنها فايده گيرند » و علىرغم آن ، بدون هيچ دليل معقولى متهم شده كه دست خود را به سوى كتابخانهء كوچك عالمى معتبر دراز مىكند كه اگر همهء آنها را يك جا در بازار بفروشد مبلغ ناچيزى عايد خواهد شد . در اينجا محاصرهء هزار اسب ، اعدام اديب صابر شاعر توسط اتسز و جان بدر بردن وطواط از دست سنجر كه خشم او را با شعرهاى سابق الذكر برانگيخته بود ، ذكر مىشود . چند صفحه بعد ، مىبينيم كه در 547 ق ( - 1152 - 53 م ) وطواط ، همراه با دوستش كمال الدين بن ارسلان خان محمود حاكم جند ، خشم اتسز را برمىانگيزد و بخوارى از دربار خوارزم رانده مىشود ؛ ولى سرانجام با سرودن اشعار ندامت آميز موفق مىشود كه محبت او را به دست آورد . جوينى قطعهء زير را از آن ميان نقل كرده است :
سى سال شد كه بنده به صف نعال در * بودست مدحخوان و تو بر تخت مدحخواه
داند خداى عرش كه هرگز نايستاد * چون بنده مدح خوانى در هيچ بارگاه
اكنون دلت ز بندهء سى ساله شد ملول « * » * در دل به طول مدت يا بد ملال راه
ليكن مثل زنند ، چو مخدوم شد ملول * جويد گناه و بندهء بيچاره بىگناه
دولت شاه گويد كه ديوان وطواط به قريب پانزده هزار بيت بالغ مىگردد ، كه به خاطر سبك مصنوع و آراسته به صنايع لفظى درخور اهميت است . او مخصوصا از صنعت ترصيع لذت مىبرد ( نگاه كنيد به ص 77 - 80 از فردوسى تا سعدى ) و مدعى است كه پيش از او هرگز كسى قصيدهء كاملى نسروده كه اين صنعت در هر بيت آن ظاهر
هامش
( * ) از اين اشارهء دوباره به « خدمت سى ساله » ظاهر مىشود كه وطواط از حدود سال 532 ق ( 1137 م ) با دربار خوارزم ارتباط داشته و به گفتهء دولتشاه تا 578 ق ( - 1182 م ) دوام يافته است . جوينى حديثى مىگويد كه در تاريخ اخير سن او از هشتاد گذشته بود ، كه از اين لحاظ ممكن است ولادت او را در حوالى 488 ق ( - 1095 م ) بدانيم . نمىدانم بروكلمان به چه استنادى در تاريخ ادبيات عرب خود ( ج 1 ، ص 275 ) وفات او را در 509 ق آورده است .