مىكند و چند بيت مىآورد كه در آن سنايى بر فقدان او سوگوارى مىكند . رضا قلى خان مىافزايد كه معزى در غزل پيرو سبك فرخى است و در قصيده پيرو عنصرى . اين قطعه نمونهء زيباييست از يكى از غزلهاى معزى :
روى او ماه است ، اگر بر ماه ، مشك افشان بود * قد او سرو است ، اگر بر سرو ، لالستان بود
گر روا باشد كه لالستان بود برزاد سرو * بر مه رويش روا باشد كه مشك افشان بود
دل چو گوى و پشت چون چوگان بود عشاق را * تا ز نخدانش چو گوى و زلف چون چوگان بود
گر ز دو هاروت او دلها به درد آيد همى * درد دلها را ز دو ياقوت او درمان بود
وقتى عوفى خاطر نشان مىكند كه ( ج 2 ص 69 ، لباب الالباب طبع اينجانب ) با معزى « طفل بلاغت به حد بلوغ رسيد »
شايد منظورش اينست كه در شعر او تمام تشبيهاتى را كه زمانى بديع و جالب بوده است ، ولى امروز كهنه شده و هر دانشجوى زبان فارسى با آنها آشناست ؛ براى نخستين بار مورد استفادهء دايم مىيابيم . چنان كه در چهار بيت فوق الذكر ، تشبيهات آشنايى داريم ، مانند تشبيه روى زيبا به ماه ، خرمن موى سياه و عطرآگين به مشك ، اندام بلند و برازنده به سرو ، گونههاى سرخ به لاله « * » ، زنخدان و دل به گوى ، خم شدن پشت كسى از غم يا پيرى به چوگان ، لبان به ياقوت ، و چشمان افسونگر به هاروت آن فرشتهء معزول كه در بابل در چاهى زندانيست و به هر كس كه او را بيابد ساحرى مىآموزد .
اين غزل ديگرى از اوست ( لباب ، ج 2 ، ص 73 ) :
تا دلم عاشق آن لعل شكربار بود * ديدهء من صدف لؤلؤ شهوار بود
صدف لؤلؤ شهوار بود ديدهء آنك * دل او عاشق آن لعل شكربار بود
نخلد ناوك آن نرگس خونخوار دلم * تا سلاح دلم آن زلف زرهدار بود
هامش
( * ) لاله كه اغلب بهtulipترجمه شده در حقيقتScarlet anemoneاست كه در بهاران به تپههاى ايران آنچنان زيبايى مىبخشد . لاله رخ يكى از رايجترين توصيفات شعراى ايرانى از زيباييست .