با اين حال ، پادشاه تا روز مرگش شقاوت نشان داد و مسعود سعد بيست سال در زندان بسر برد .
شعر زير را دولتشاه از مسعود سعد نقل كرده است ( ص 47 - 48 طبع اين جانب ) :
چون بديدم به ديدهء تحقيق * كه جهان منزل فناست كنون
راد مردان نيك محضر را * روى در برقع خفاست كنون
آسمان چون حريف نامنصف * بر ره عشوه و دغاست كنون
طبع بيمار من ز بستر آز * شكر يزدان ، درست خاست كنون
و ز عقاقير خانهء توبه * نوشداروى صدق خواست كنون
و اين زبان جهان خديو سراى * مادح حضرت خداست كنون
لهجهء نو نواى خوش زخمه * بلبل باغ مصطفاست كنون
عزت جامه و قصب بر من * چون فزون شد ، خرد بكاست كنون
سر آسوده و تن آزاد * پنج گز پشم و پنبه راست كنون
مدتى خدمت شما كردم * نوبت خدمت خداست كنون
دولتشاه مىافزايد كه مسعود از اهالى جرجان بوده و به گفتهء دكتر اته ( ص 256 مقالهء او در تتبعات فقه اللغهء ايرانى ) پدرش سعد در خدمت امراى زيارى اين خطهء كوچك بهسر مىبرده است . شرح حال نويس ايرانى مىافزايد :
« فضلا و اكابر اشعار او را معتقدند ، چنان كه فلكى شروانى در منقبت خود مىگويد و ذكر سخن مسعود مىكند :
گر اين طرز سخن در شاعرى مسعود را بودى * هزاران آفرين كردى روان سعد سلمانش
وفات شاعر در سال ( 515 ق - 1121 م ) يا به احتمال زياد در 525 ق ( - 1131 م ) روى داده است .
ابو طاهر خاتونى
اهميت ابو طاهر خاتونى بيشتر به خاطر تأليف اثريست كه در حال حاضر بايد