خود را از دست مىدهد ؛ و احتمالا اندك است گنجهاى نكاويدهيى از اشعار فارسى ، كه به جويندهء ساعى اندوختهء گرانبهاترى از چنين جواهر ارزانى دارد .
ازرقى
ابى بكر ( يا ابو المحاسن ) ازرقى پسر اسماعيل وراق هروى است ، كه به گفتهء مؤلف چهار مقاله ، فردوسى پس از آنكه خشم سلطان محمود غزنوى را برانگيخت تا شش ماه خود را در خانهء او پنهان ساخت . ازرقى ( براساس نوشتههاى جامى و دولت شاه ) به سبب نوشتن برخى آثار ادبى بيمايه معروف است . « * » او با سرودن رباعى بالبداههء مذكور در فصل اول ( ص 64 تاريخ ادبيات ايران ، از فردوسى تا سعدى ترجمهء فارسى ، چاپ اول ) توجه و حمايت طغانشاه ، شاهزادهء سلجوقى را بدست آورد . او در زمان خود در قصيدهسرايى و مديحهگويى معروف بود . عوفى ( ج 2 ، ص 88 چاپ اين جانب ) پايهء او را اندكى فروتر از معزى جوانتر ولى بسيار برجستهتر ، قرار دادهاست .
مدايح ، هرچند ممكنست مدحشدگان را خشنود گرداند ، و به جهتى ، بسيارى از آنها سرايندگانشان را توانگر كند ، ولى به دلايل معلوم ، اين مدايح بندرت مىتواند ، به پايهء اشعارى كه براى هميشه بر دل آدمى مىنشيند ، آيندگان را مجذوب سازد ، و بههمين علت است كه ازرقى ، همانند بسيارى از رقيبان بزرگش ، براى خوانندهء فارسىزبان چيزى بيش از يك نام نيست ؛ و نسخههاى مجموعهء اشعارش بسيار نادر است . دولتشاه با آنكه به ازرقى توجه خاصى مبذول مىدارد ( ص 72 - 73 چاپ اينجانب ) از اشعار او تنها آن رباعى را نقل مىكند كه قبلا بدان اشاره شده است ؛ ولى عوفى ( ج 2 ، ص 86 - 104 ) چند شعر بلند ، و نيز قصيدهء بلندى از او را كه در مدح اميرانشاه سروده است مىآورد . اميرانشاه يكى از شهرياران سلجوقى كرمان است ، كه در تاريخ اين سلسله اثر محمد بن ابراهيم ( چاپ هوتسما ص 14 - 16 )
هامش
( * ) الفيه شلفيه ، كه ماهيت آن توسط عوفى ( لباب الالباب ج 2 ، ص 87 چاپ اينجانب ) ، و نيز اشخاصى كه در متن ياد شدهاند به خوبى توصيف شده است . من نام كتاب را همچنانكه در متون آمده ذكر مىكنم ، ولى عقيده دارم كه بايد الفيهء شلفيه باشد .