برادرانش ، اينك مىتوانيم به ادبيات اين عصر باز گرديم .
فزونى شمارهء شاعران فارسىگوى و افزايش استعمال زبان فارسى بهجاى عربى به عنوان زبان ادبى ايران ، از يكسو ما را مجبور خواهد ساخت كه توجه خود را به شاعران بسيار برجسته معطوف كنيم ، و از سوى ديگر به ما امكان خواهد داد كه هرچه كمتر خود را به نوشتههاى عربى مشغول سازيم .
شاعران پارسىگوى
بهتر است نخست مهمترين شاعران پارسىگوى را به ترتيب تقدم زمانى مورد مطالعه قرار دهيم :
سنايى
سنايى غزنوى يا بلخى « * » ، كه نام كاملش ابو المجد مجدود بن آدم بود ، نخستين كس از سه سرايندهء بزرگ مثنوى صوفيانهء فارسيست ؛ دومين آنان شيخ فريد الدين عطار است ، و سومين جلال الدين رومى . جلال الدين با همهء عظمتى كه داشت ، با فروتنى نوشت :
عطار روح بود و سنايى دو چشم او * ما از پى سنايى و عطار آمديم
از زندگى سنايى آگاهى بسيار كمى داريم ، جز اينكه در بدايت حال به نحوى با دربار بهرامشاه ارتباط داشت . براى اطلاعات مربوط به تبديل مقام دنيوى شاعر دربارى به حيات متعالى صوفيانه ، آنچه توسط دولتشاه عرضه شده ( ص 95 - 97 ) و توسط اوزلى در زندگى شاعران فارسى ( ص 184 - 187 ) تكرار گشته است ، درخور اعتبار چندانى نيست ، و درعين حال نه مقدمهء خودش بر حديقه و نه از آن شاگردش على رقام « * * » ، روشنى بيشترى بر محيط زندگى او نمىافكند ، مگر ، همچنانكه ريو اشاره مىكند ، بايستى اظهارات جامى را بپذيريم كه : شاعر معروفترين اثرش حديقه
هامش
( * ) در صفحهء 81 ديوان سنايى چاپ سنگى ايران ، گويد كه بلخ با نام او درخشيده است .
( * * ) محتوى اين مقدمهها باختصار در فهرست نسخ فارسى ص 550 به وسيلهء ريو توصيف شده است .