شاه حسينى به وسيلهء مؤسسهء انتشارات امير كبير در تهران منتشر شده است .
ص 44 - مهستى گنجوى شرح حالش مكرر در مطبوعات نوشته شده است .
ديوان اشعار مهستى به تصحيح طاهرى شهاب در سال 1336 ش در 46 صفحه به وسيلهء كتابفروشى طهورى و ديگربار در 1347 ش به وسيلهء كتابخانهء ابن سينا در تهران منتشر شده است . شانزده رباعى مهستى را گلاديس اوانس
Gladys Evans
به شعر انگليسى ترجمه كرده كه در ضمن كتاب شعر آذربايجان
Azarbaijanian Poetry
چاپ شده است .
ص 45 - فريد كاتب ، فخر الملك نظام الدين ابو المعالى فريد كاتب جامى گويندهء همان رباعى معروف دربارهء پيشگويى انوريست :
گفت انورى كه از سبب بادهاى . . .
نوشتههاى تذكرهها چندان خبرى دربارهء زندگى او به دست نمىدهد و نگارنده به تحقيقى هم در اينباره دست نيافته است . نفيسى گويد كه او تا 617 ق زنده بوده است . بايد به تواريخ خوارزمشاهيه مراجعه شود . جهانگشا اشاراتى دربارهء او دارد .
ص 45 - نام عماد زوزنى در لباب نيامده است . از دولتشاه نيز چندان چيزى دستگير نمىشود ، جز اينكه از ملاقات عماد با امام محمد غزالى خبر مىدهد .
همنام معروفتر او عمادى غزنوى شهريارى رازيست ( - 573 ق ) كه در دستگاه عماد الدوله فرامرز از باونديان مازندران مىزيست . اشعار او طراوت و قدرتى خاص دارد . از آن جمله است اين شعر :
اى نرگس تو طبيب بيمار * وى لالهء تو امين طرار
بيمار طبيب تو جهانگير * طرار امين تو جهاندار
در پايهء دلبرى سبكروح * وز مايهء دلبرى گرانبار
با لطف تو باد در كف آب * با نور تو خاك بر سر نار
بىآهوى چشم تو نسازد * بر عالم ، شير فتنه پيكار
با اين بهاريه :
گنبد مشكين شدست چرخ ز بوى بهار * غاليه پيوند گشت باد ز رخسار يار
دى به تمناى دوست خيمه به باغى زدم * تا به كف آرم گلى از رخ او يادگار