تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
كسى كز او هنر و عيب باز خواهى جست * بهانه ساز و به گفتارش اندر آر نخست سفال را ز طپانچه زدن به بانگ آرند * به بانگ گردد پيدا شكستگى ز درست
ص 36 - خضر خان و ديگر ملوك ايلك خانيه در چهار مقالهء تصحيح محمد معين معرفى شده‌اند . ص 37 - نظامى عروضى و چهار مقاله‌اش در چهار مقالهء تصحيح استاد فقيد محمد معين كه براساس نسخهء چاپى علامهء قزوينى تهيه شده به صورتى كامل مورد تحقيق انتقادى قرار گرفته است . اين چاپ كه در سال 1335 ش به وسيلهء كتابفروشى زوار در تهران منتشر شده هم مزاياى نسخهء چاپى علامه قزوينى ، و هم تصحيحات و ملاحظات فاضلانهء استاد معين را داراست و الحق دايرة المعارفى از مطالب تاريخى ، ادبى و لغوى به شمار مىآيد . چهار مقاله به وسيلهء يحيى الخشاب به عربى ترجمه شده است . ص 41 - عبد الواسع جبلى ، بديع الزمان عبد الواسع بن عبد الجامع بن عمران بن ربيع علوى وفاتش در 555 ق بوده است . در مقدمهء ديوانش كه در دو مجلد به تصحيح و مقابلهء استاد ذبيح اللّه صفا به وسيلهء سازمان انتشارات دانشگاه تهران در سال 1341 ش منتشر شده شرح احوال او به تفصيل آمده است . اين قصيدهء او سخت معروف است :
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا * وز هردو نام ماند چو سيمرغ و كيميا شد راستى خيانت و شد زيركى سفه * شد دوستى عداوت و شد مردمى جفا گشته‌ست باژگونه همه رسمهاى خلق * زين عالم نبهره و گردون بىوفا هر عاقلى به زاويه‌يى مانده ممتحن * هر فاضلى به داهيه‌يى گشته مبتلا قومى ره منازعت من گرفته‌اند * بىعقل و بىكفايت و بىفضل و بىدها با خاطر منيرم و با راى روشنم * كالبرق فى دجية و الشمس فى الضحى بر همت منست سخنهاى من دليل * بر نسبت منست هنرهاى من گوا در پاى جاهلان نپراگنده‌ام گهر * وز دست ناكسان نپذيرفته‌ام عطا اين فخر بس مرا كه نديدست هيچكس * در نثر من مذمت و در نظم من هجا